نامه نگاری برای نوشتن

زمانی تنها راه ارتباطی مردم نامه نوشتن بود. در طی اعصار و قرون، نامه شکل و شمایل عوض کرد و از شفاهی به کتبی و دیجیتالی رسید. طومارهای لوله شده تبدیل شدند به کاغذهای چهارضلعی، کاغذ شد تلگراف و بعد ایمیل، و حالا هم که شبکه‌های مجازی افتاده‌اند روی لاشۀ نامه نگاری و در حال مکیدن مغز استخوان هایش هستند. […]

پراشتهایی عصبی

مسعود کفگیر را برداشت و توی بشقابش برنج کشید. نگاهی به ظرف محبوبه انداخت و گفت: ظرفتو بده برات برنج بکشم. محبوبه ظرف سالاد را پیش کشید و گفت: نه یکم سالاد می‌خورم. مسعود ابرویی بالا انداخت و گفت: آخه چیزی نخوردی. -رژیمم -از کی؟ -واقعاً که! یه هفته است دارم اندازه مرغ غذا میخورم. -مگه مرغ چقدر غذا می‌خوره؟ […]

رستاخیز کلمات

امروز در سمپوزیوم نویسندگی با یکی از تفاوت‌های نویسنده با مردم عادی آشنا شدم. نویسنده‌ها جرئت و جسارت این را دارند که با کلمه‌هایی دور از ذهن فضایی بسازند غریب. تصویری ناب که تو را مجذوب خودش می‌کند. آنها از کلمات عجیب و غریبی استفاده نمی‌کنند. اینها همان کلماتی است که ما شما می شناسیمشان و در گنجه حافظه‌مان در […]

محبت کلامی یا عملی؟

حیاط: رضا به باغچه آب می‌دهد و محسن روی ایوان کتاب می‌خواند. محسن سرش را از روی کتاب بلند کرد و گفت: بابا به نظرت اگه آدم کسی رو دوست داشته باشه هرکاری باید براش بکنه؟ رضا سرش را برگرداند و گفت: بستگی داره. -به چی؟ +به خیلی چیزا. اصلاً باید دید توی چه زمینه‌ای. -خوب مثلاً نظرت درمود اینایی […]

چگونه بدون اهمال‌کاری درس بخوانیم؟

احتمالاً برای شما نیز پیش آمده که درس خواندن خصوصاً در ایام امتحانات به کاری سخت و دشوار تبدیل شود. در این مواقع ما هر کاری می‌کنیم غیر از درس خواندن. در واقع از درس خواندن طفره می‌رویم و اهمال‌کاری می‌کنیم. چرا اهمال‌کاری می‌کنیم؟ خوب است که ابتدا نظری به تعریف اهمال‌کاری بیندازیم: در کلام ساده اهمال کاری یعنی اینکه […]

بهانه تراشی

از این صفحه به آن صفحه می رفت.  وارد هر صفحه ای که می شد توقفش به دقیقه نمی کشید. خودش هم می دانست که دارد طفره می رود. نگاهی به ساعت انداخت. از نیمه شب هم گذشته بود و او  هنوز چیزی ننوشته بود. پنجره اینترنت را بست و اتصال را قطع کرد.  گوشی را هم خاموش کرد و […]

کتک زن، کتک خور

پدر دست برد زیر چانه پسر و سرش را بالا گرفت و گفت: اوه اوه. چه بدم زده. مادر گفت: تا همین دم اومدنت داشت خون می اومد. پدر خودش را کشید عقب و به مخده تکیه زده و گفت: حالا از کی کتک خوردی؟ پسر چشمانش را دزدید. مادر سینی چای را گذاشت زمین و نشست. نگاهی به پسر […]

یک داستانک مرغی 2

مرغ شماره2 پلاستیک زباله را که گوشه باغچه بود پیش کشید و شروع کرد به نوک زدن. مرغ شماره1 قدقدایش بلند شد و هوار کشید: داری چیکار می کنی؟ مرغ شماره 2 بی تفاوت به نوک زدن ادامه داد و پلاستیک را پاره کرد. آشغال ها کمی ریختند بیرون و مشغول خوردن شد. مرغ شماره1 باز هوار کشید: با توام […]

چگونه از اهمال کاری سود ببریم؟

اهمال کاری یکی از معضلاتی است که خیلی وقت ها دست به گریبان آدم می شود. برای این مسئله انواع و اقسام راه و روش های رنگین و غیر رنگین مطرح کرده اند و برای توجیه علت وقوعش هزاران دلیل ردیف کرده اند. ولی آخرش چه؟ آیا تنها راه این است که عزممان را جزم کنیم و یک تغییر اساسی […]

دو داستانک حشره ای

زنبوری که فریب خورد زنبور پیچ و تابی خورد و روی گل نشست. هرچه ویز ویز کرد گل جوابش را نداد. بیشتر ویز ویز کرد. سرش را این ور و آن ور چرخاند و روی گل را لیسید. گل شیرین نبود. یک مزه تلخی داشت. تازه بویش هم خوب نبود. شبیه بوی گل بود. ولی بوی گل نبود. زنبور هنوز […]