سرنخ در داستان‌ | رشته‌ای که ما را به مقصود می‌رساند

سرنخ در داستان‌های معمایی و جنایی کاربرد زیادی دارد. درواقع سرنخ نشانه و اشاره‌ای است که مخاطب و کاراکتر اصلی، کارآگاه داستان یا هرکس دیگری که می‌خواهد از این ماجرا سر در بیاورد را راهنمایی می‌کند. اگر جانی (یا هر […]

آشنایی با زیرژانرهای معمایی جنایی

داستان معمایی یکی از ژانرهای ادبی است که می‌تواند با هر نوع از داستان و پیرنگی ترکیب بشود. یکی از این ترکیب‌ها زیرژانر معمایی-جنایی است. پیرنگی که حول محور کشف هویت عامل یک جنایت می‌گردد. تقریبا در تمام زیرژانرهای جنایی، […]

از کلاس کیک‌ساز تا کتاب نخوانی!

1.نگاهی به تخته سیاه بالای قفسۀ کتاب‌ها می‌اندازم. قرار بود برنامۀ تولیدمحتوای هفتۀ پیشم باشد. اما نشد. مرتب پیش نرفت. عقب ماندم. برنامۀ چندان سنگینی نبود فقط قدری تمرکز می‌خواست و نشستن و فقط نوشتن، که من نداشتم. موقع نوشتن […]

کاراکتر حقیقی در مقابل کاراکتر داستانی

فرقی نمی‌کند چه داستانی می‌نویسیم. یا از چه چیزی برای نوشتنش الهام گرفته‌ایم. یا حتی دربارۀ چه موجوداتی است؟ انسان؟ حشرات؟ ارواح؟ پارامسی‌های تک سلولی؟! به‌هرحال با کاراکتر سروکار داریم. کاراکتر چیست؟ کاراکتر همان فردی است که وقایع بر او […]

داستان بازتابی از زندگی حقیقی است | چگونه از اتفاقات واقعی داستان بسازیم؟

بارها شنیده‌ایم که زندگی حقیقی بزرگ‌ترین منبع الهام برای نوشتن داستان است.  آیا همین که تمام وقایع را شرح بدهیم کافی است؟ هرچه که به واقع رخ داده و آن را از سر گذرانده‌ایم؟ پس تکلیف ایده‌های غیرمعمول چه می‌شود؟ […]

ترسیم کلام کاراکتری که لکنت زبان دارد

کلام کاراکتر یکی از ابزارهایی است که می‌تواند درون او را برای مخاطب فاش کند. بخشی از این کلام ویژگی‌های فردی و سبک کلام است. درواقع این شیوۀ خاص از کلام می‌تواند کاراکتر ما را از کاراکترهای دیگر متمایز کند. […]

دیالوگ از من، صحنه از تو! | تمرینی برای صحنه‌پردازی و دیالوگ‌نویسی

یکی از تمرین‌ها برای تقویت مهارت دیالوگ‌نویسی بداهه پردازی با چند خط دیالوگ است. برای این کار کافی است به چند خط پایین‌تر بروی. جمله‌هایی که نوشته‌ام را بخوانی و بعد تلاش کنی صحنه‌ای یک صفحه‌ای بنویسی که این چهار […]