استاد عربی

رابطه ام با درس عربی خوب بود. ولی مشکلی پیش آمد که به گمانم ریشه اش در سال اول دبیرستان باشد. دقیقا همان جلسه ای که درس جامد و مشتق را غایب بودم. سال بعد به هرحال عربی را گذراندم. ولی سال سوم دیگر اوضاع خیلی خراب شد! حتی یک مفعول را هم نمی توانستم تشخیص بدهم. عربی شده بود […]

یک داستانک مرغی

مرغ شماره 1 سرش را گرفت بالا. دور و برش را پایید. خبری از آن گربه سیاه نبود. از لانه اش آمد بیرون. رفت توی باغچه و مشغول خوردن و پرسه زدن شد. مرغ شماره 2 هوارش بلند شد و با یک قدقدای بلند گفت: کجا رفتی ذلیل مرده؟ مرغ شماره1 چشمانش را گرداند و آهی سرداد. مرغ شماره2 داد […]

بیایید جمله بسازیم

تولید محتوا در قالب جملات کوتاه آن هم هر روز، چالش نفس گیری است. اولش خیلی به چشم نمی آید ولی چند وقتی که بگذرد کم کم سختی روی خودش را نشان می دهد. دو تمرینی که در این زمینه خیلی به من کمک کردند یکی جمله سازی بود و دیگری جمله بازی! در جمله سازی یک کلمه انتخاب می […]

قطره قطره جمع گردد

نوشتن سخت نیست. می دانم که نیست. فقط دلیل این پا پس کشیدن و دست دست کردن را خودم هم نمی فهمم. البته که هر کاری سختی های خودش را دارد ولی آیا سخت بودن دلیلی می شود برای پا پس کشیدن؟ هر کاری سختی دارد. فقط شاید به چشم من و تویی که بیرون از گودیم نیاید. شاید یک […]

منبع انگیزه درونی و بیرونی

البته که هرکاری پاداشی دارد و آن پاداش به قول رفتارگرایان، رفتار ما را تقویت میکند. ولی چه می شود که کسی تا پاداشی را کف دستش نگذارند و لمسش نکند دل به کار نمی دهد؟ اینجا بحث منبع انگیزه مطرح می شود. درست مثل منبع کنترل. احتمالا بین این دو مبحث همبستگی نیز وجود داشته باشد. کسی که می […]

حرفی با خود

به جای زور زدن برای دسته بندی و چک لیست درست کردن و تحقیق و تفحص و سردرگمی در انتخاب و پیدا کردن جا و وقت مناسب و کلی کار دیگر و نق و ناله از نداشتن وقت و زیاد بودن گزینه ها، همین الان یک کتاب را انتخاب کن و بخوان. یک ایده را بگیر توی مشتت و بنویس.  […]

آپاتوساروس

پسرک صبح که چشمانش را باز کرد احساس کرد یک چیزی در کنارش وول می خورد. چشمانم را که خوب باز کرد دید عروسک دایناسورش است. چمانش قد پرتقال گرد شد. از جا پرید و پتو را کنار زد. آپاتوساروس کوچک داشت تشک را می جوید. سرش را بلند کرد و مثل بز زل زد به پسرک. پسرک اولش جیغ […]

نوشتن از ناتوانی در نوشتن

نوشته های چند روز گذشته، چرک نویس ها، آزاد نویسی ها، کامنت هایی که گذاشته ام، در بیشترشان ردی از این موضوع پیدا می شود که «در هر حالی می توان نوشت». حتی اگر حال نوشتن نداری یا دستت برای نوشتن خالی باشد. انگار در این چند روزه ناخودآگاهم داشته مرا برای امروز آماده می کرده. برای روزی که نه […]

مدرک یا مهارت؟ مسئله این است!

رضا و محسن توی هال مشغول چای خوردنند:-بابا یه سوال کلیشه ای+هوم؟-علم یا ثروت؟+پول نداشته باشی علمم نداری-ولی علم هم می تونه منجر به ثروت بشه+همین شهریه دانشگاهتو اگه ندی میتونی علم کسب کنی؟-حالا همچی علمیم نیس+جا دستت دردنکنس؟-من که خودم یه چیز دیگه میخواستم+جوونی حالیت نی-بابا خودت داری میگی ثروت مهم تره+چه ربطی داره-منم همینو میگم. دارم می گم […]

مقاومت در برابر مقاومت

همیشه همان گرم شدنِ اول کار است که سخت است. ذهنت هزار جور ترفند و بهانه به کار می گیرد تا مقاومت کند. فرقی نمی کند که درس خواندن باشد ، حمام رفتن، شروع کردن به نوشتنِ یک متن نو یا شستن ظرف هایی که توی سینک تلنبار شده اند. هر بار که می خواهی یک کاری بکنی، آستین هایت […]