تکنیکی برای خلق دیالوگ‌های ویژه | بازتاب ویژگی‌های فردی در دیالوگ

در ارتباط با آدم‌ها، یکی از اولین چیزهایی که نظرمان را جلب می‌کند، کلام فرد است. او چگونه حرف می‌زند؟ چه مدلی برای حرف زدن دارد؟ از چه کلماتی استفاده می‌کند؟ آیا لهجه‌ای دارد؟ کلام آدم‌ها می‌تواند به‌اندازۀ ظاهر، حرکات […]

اولین نمایشگاه، اولین شکست

دو روز پیش نمایشگاه برگزار شد. صبحش درگیر جمع و جور کردن کارها بودم. بعد آماده شدن، رفتن به ورزشگاه، تحویل گرفتن میز و آغاز جشنواره. درواقع جشنوارۀ غذا بود و درکنارش هم می‌توانستی غرفه‌ای برای فروش بگیری. هم در […]

قنادِ نویسنده ؛ یک یادداشت کوچک از اضطراب‌ها و تصمیم‌ها

فقط 2 روز مانده به نمایشگاه. آیا مضطربم؟ مطمئن نیستم. قدری نگران این هستم که وسط کیک‌ها چه خبر است؟! دلم می‌خواهد همین حالا برششان بزنم تا مطمئن بشوم که خوب پف کرده‌اند و طعم‌شان هم خوب است. اما خودم […]

روزی که خاکستری را کشتم

داستان زیر بر پایهٔ این کلمات نوشته شده است: «عنکبوت، گربه، پشمک، چکش، راز، کت» گربه خاکستری بود با نوارهایی که رنگش تیره‌تر از زمینه بود. هرروز سر ساعت پیدایش می‌شد. می‌نشست روی ایوان و انتظار می‌کشید. در خانه یک […]

داستان بیست‌وهشتم

فرمان، پرتقال، شیر، بشقاب، چای، برگ انگشتان پهنش دور پرتقال حلقه زدند. با دقت کارد را روی پوست پرتقال می‌کشید. بشقاب پر بود از پوست پرتقال. اما او همچنان به کندن پوست پرتقال‌های بیشتر ادامه می‌داد. خیلی کارها می‌شد کرد: […]

من بی‌گناهم

دست‌هاش دور گردنم بود. فشار انشگتاش جلوی هوا رو گرفته بود. چنگ انداختم به بازوهاش. یه پیرهن بافتنی تنش بود. قوی‌تر از من بود. اما نمی‌تونستم بمیرم. نمی‌خواستم تسلیم بشم. مثل هر آدم دیگه‌ای که برای نجات جون خودش دست […]