بهانه تراشی

از این صفحه به آن صفحه می رفت.  وارد هر صفحه ای که می شد توقفش به دقیقه نمی کشید. خودش هم می دانست که دارد طفره می رود. نگاهی به ساعت انداخت. از نیمه شب هم گذشته بود و او  هنوز چیزی ننوشته بود. پنجره اینترنت را بست و اتصال را قطع کرد.  گوشی را هم خاموش کرد و […]

کتک زن، کتک خور

پدر دست برد زیر چانه پسر و سرش را بالا گرفت و گفت: اوه اوه. چه بدم زده. مادر گفت: تا همین دم اومدنت داشت خون می اومد. پدر خودش را کشید عقب و به مخده تکیه زده و گفت: حالا از کی کتک خوردی؟ پسر چشمانش را دزدید. مادر سینی چای را گذاشت زمین و نشست. نگاهی به پسر […]

یک داستانک مرغی 2

مرغ شماره2 پلاستیک زباله را که گوشه باغچه بود پیش کشید و شروع کرد به نوک زدن. مرغ شماره1 قدقدایش بلند شد و هوار کشید: داری چیکار می کنی؟ مرغ شماره 2 بی تفاوت به نوک زدن ادامه داد و پلاستیک را پاره کرد. آشغال ها کمی ریختند بیرون و مشغول خوردن شد. مرغ شماره1 باز هوار کشید: با توام […]

چگونه از اهمال کاری سود ببریم؟

اهمال کاری یکی از معضلاتی است که خیلی وقت ها دست به گریبان آدم می شود. برای این مسئله انواع و اقسام راه و روش های رنگین و غیر رنگین مطرح کرده اند و برای توجیه علت وقوعش هزاران دلیل ردیف کرده اند. ولی آخرش چه؟ آیا تنها راه این است که عزممان را جزم کنیم و یک تغییر اساسی […]

دو داستانک حشره ای

زنبوری که فریب خورد زنبور پیچ و تابی خورد و روی گل نشست. هرچه ویز ویز کرد گل جوابش را نداد. بیشتر ویز ویز کرد. سرش را این ور و آن ور چرخاند و روی گل را لیسید. گل شیرین نبود. یک مزه تلخی داشت. تازه بویش هم خوب نبود. شبیه بوی گل بود. ولی بوی گل نبود. زنبور هنوز […]

گاهی محرومیت به ز پاداش مداوم

گاهی پاداش دادن برای رفع اهمال کاری جواب می دهد، گاهی جواب نمی دهد. اگر قرار بود با پاداش دادن اهمالکاری و تنبلی تمام و کمال برود پی کارش که دنیا گلستان می شد. مسئله اینجاست که هر نسخه ای نه تنها برای همه جواب نمی دهد بلکه حتی برای یک فرد در هر زمانی پاسخگو نیست. گاهی محرومیت بهتر […]

استاد عربی

رابطه ام با درس عربی خوب بود. ولی مشکلی پیش آمد که به گمانم ریشه اش در سال اول دبیرستان باشد. دقیقا همان جلسه ای که درس جامد و مشتق را غایب بودم. سال بعد به هرحال عربی را گذراندم. ولی سال سوم دیگر اوضاع خیلی خراب شد! حتی یک مفعول را هم نمی توانستم تشخیص بدهم. عربی شده بود […]

یک داستانک مرغی

مرغ شماره 1 سرش را گرفت بالا. دور و برش را پایید. خبری از آن گربه سیاه نبود. از لانه اش آمد بیرون. رفت توی باغچه و مشغول خوردن و پرسه زدن شد. مرغ شماره 2 هوارش بلند شد و با یک قدقدای بلند گفت: کجا رفتی ذلیل مرده؟ مرغ شماره1 چشمانش را گرداند و آهی سرداد. مرغ شماره2 داد […]

بیایید جمله بسازیم

تولید محتوا در قالب جملات کوتاه آن هم هر روز، چالش نفس گیری است. اولش خیلی به چشم نمی آید ولی چند وقتی که بگذرد کم کم سختی روی خودش را نشان می دهد. دو تمرینی که در این زمینه خیلی به من کمک کردند یکی جمله سازی بود و دیگری جمله بازی! در جمله سازی یک کلمه انتخاب می […]

قطره قطره جمع گردد

نوشتن سخت نیست. می دانم که نیست. فقط دلیل این پا پس کشیدن و دست دست کردن را خودم هم نمی فهمم. البته که هر کاری سختی های خودش را دارد ولی آیا سخت بودن دلیلی می شود برای پا پس کشیدن؟ هر کاری سختی دارد. فقط شاید به چشم من و تویی که بیرون از گودیم نیاید. شاید یک […]