چرا من به آن خوبی نیستم؟ | سخنی چند با نویسندگان نو قلم

تا به‌حال شده متنی را بخوانی و دوست داشته باشی که همان قدر خوب بنویسی؟ همین چند روز پیش مشغول خواندن یک نمایشنامه بودم و به این فکر افتادم که چرا نمی‌توانم به این خوبی و روانی بنویسم؟ این‌قدر زنده […]

فقط یک گزینه را انتخاب کن

قرار نبود توی تاریکی بنشینم اینجا تا چیزی بنویسم. این ساعت باید هفت پادشاه را خواب می‌دیدم. اما دلم نمی‌خواست بخوابم. دوست داشتم بنشینم اینجا و چیزی بنویسم. حتی باوجود اینکه چیزی برای نوشتن نداشتم. اما کسی چه می‌داند؟ اصلاً […]

وقتی هیچ ایده‌ای از مقصد نداری

بارها به خودم گفتم که عیبی ندارد اگر مدام تصویر ذهنیم عوض می‌شود و از این شاخه به آن شاخه می‌پرم. می‌گفتم اینها هرکدام یک تجربه است. حالا لااقل می‌دانم درکدام حوزه‌ها چندان موفق نیستم. یا اینکه بهتر است واگذارشان […]

نفهمیدن شروع فهمیدن است | راهی برای تقویت پرسشگری + کلیشه شکنی

به‌گمانم اردشیر رستمی بود که در کتاب‌باز گفته بود «از نفهمیدن نترسیم که همین نفهمیدن بخشی از فهمیدن است» و چقدر این حرف را دوست دارم. بشخصه دریافته‌ام که علامت‌های سؤال و نقاط مبهم و تاریک راهنماهای بهتری هستند برای […]

بهداشت روان | از ناکامی و فشار روانی تا رشد فردی

هر وقت اسم بهداشت و سلامت روان به میان می‌آید گمان می‌کنیم پای یک اختلال یا مشکل جدی مربوط به روان و ذهن در میان است. اما بهداشت روان فراتر از این حرف‌هاست. بهداشت روان چیست؟ بهداشت روان یعنی اینکه […]

درد کمال خواهی

قانون پایستگی کمال‌گرایی می‌گوید: کمال‌گرایی از بین نمی‌رود؛ بلکه مدام نقاب عوض می‌کند تا ما خیال کنیم که رفته است. تا همین چند وقت پیش خیال می‌کردم که کمال‌گرایی‌ام در نوشتن تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده. اما متوجه […]

من جامانده‌ام!

خیلی وقت است که می‌خواهم چیزی در این مورد بنویسم. از ناکامی، نرسیدن، فقدان و سوگ، از جاماندن و از وحشتی که وسواس و کمال‌گرایی را احضار می‌کند یا ختم می‌شود به خشم و پرخاشگری. مدت‌هاست که چیزهایی را توی […]