وقتی که از نوشتن طفره می روی

طفره رفتن از نوشتن به بهانۀ نداشتن ایده ای مناسب، یا در انتظار الهام بودن، برای هر اهل نوشتنی پیش می آید. می نشینی منتظر تا پری الهام با چوب جادویش ایده ای درخشان به تو ارزانی کند! دو سه روزی بود که یادم رفته بود برای نوشتن باید دست به قلم شد نه اینکه منتظر جرقه ماند. دیشب که […]

نوشتن، راهی برای تخلیه فشار روانی

در طی روز های گذشته، در مورد فشار روانی و راه هایی برای کنترل آن صحبت کردیم. برای کنترل فشار روانی یا جلوگیری از فوران کردن آتشفشان خشم، راه های مختلف و زیادی وجود دارد. یکی از راه ها ابراز کردن مستقیم آن است. اصلاً فایده درد دل کردن و غیبت کردن همین است! فقط خانم ها می فهمند چه […]

نفوذ کلمات

یک وقتی یک جایی دست و پایت بسته شده و ذهنت بی خودی و الکی تقلا های بیهوده میکند برای رهایی. نه که کسی دست و پایت را بسته باشد. ذهنت انگاری فلج شده. مثل سانحه دیده ای که معلولیتش را انکار میکند، سعی میکنی با پاهایی که دیگر جانی برای نگه داشتنت ندارند، راه بروی. آسمان ابری شده و […]

مالِ من هست، مالِ من نیست

حس مالکیت نسبت به چیزی، وقتی ایجاد می شود که دیگران تو را مالکش خطاب کنند و بعد کم کم تو نیز. البته گاه قضیه معکوس است. مثل یک معادله برگشت پذیر.زمانی یک چیز را نمی خواهی و آن قدر تو را مالکش صدا میزنند که یک جایی دیگر زبانت هم خلاف خواسته ات می چرخد.یک وقت هایی هم یک […]

با نوشتن است که آرام می گیرم

از وقتی که به یاد دارم شیفته واژه ها و قصه ها و کتاب ها بودم.در نوجوانی سودای نویسنده شدن را در سر داشتم و عاقبت دست به قلم شدم و اولین نوشته هایم شکل گرفتند.آن حس رهایی و سبکی که بعد از هر بار نوشتن تجربه اش میکردم، وادارم میکرد به بیشتر نوشتن. دیر هنگامی است دریافته ام که […]