برای این یکی که بد نشد

داشتم هنر چاق بودن رامبد خانلری را با صدای خود نویسنده گوش می کردم که قصه ای توی قصه آمد. می گفت، روزی مردی می رود لب دریا. میبیند که کلی ماهی دارند روی شن های داغ ساحل جان می دهند و آن وسط مردی با پاچه های بالازده چند ماهی بغل میزند و می دود توی آب و رهایشان […]