از تردید به تصمیم

1.احساس تهی بودن می‌کنم. البته نه که هیچ چیزی نداشته باشم، بالعکس. فقط نمی‌دانم کدام را بچسبم و نیز کمی هم تنبل درونم قلدری می‌کند و تقلب می‌رساند برای بهانه گرفتن. 2.این هفته مطالعۀ خوبی داشتم و از این بابت نسبتاً راضی‌ام. 3.یکی از عجیب‌ترین […]

نامه‌ای به یک فکورِ بی‌عمل | مشکل از فکر زیادی است

سلام بر محبوبۀ عزیز. از دریافت نامه‌ات بسیار شادمان گشتم. خیال می‌کردم که دیگر ما را از یاد برده‌ای. ببین محبوبه جان در پاسخ به سؤال و مشکلی که گفتی باید بگویم که راه‌حل یک چیز است: «عمل‌گرایی» می‌دانم که تو تمام سعی خودت را […]

یک یادداشت شبانه

امروز کمی زودتر بیدار شدم. فردا قرار است برویم بیرون. نمی‌دانم. اگر به من است ترجیح می‌دادم برویم جایی همین نزدیکی‌ها و زودی برگردیم. باز هم سر ارسال تکلیف دودل بودم و صدبار ویرایشش کردم و آخرسر ارسال. پستی هم درموردش نوشتم و در بیان […]

آمپول تخصص | سخنی کوتاه به میانبرجویان!

انسان موجودی است عجول. حالا بعضی‌ها شانس می‌آورند ژن صبوری را به ارث می‌برند و بعضی‌ها هم مثل من با وجود داشتن پدر و مادری با سطح خوبی از صبر دچار جهش می‌شوند و هفت ماهه پا به دنیا می‌گذارند و از همان اولی که […]

جرأت انجام یکی از این دو کار را داشته باشید

هروقت این بالشت کوچک را از پشت کمرم برمی‌دارم و در آغوش می‌گیرم و پاهایم را جمع می‌کنم تا زمین را لمس نکنند می‌فهمم اوضاعم خراب است. این یعنی تردید قلب و جگرم را به نیش کشیده! تا همین صبح امروز خیال می‌کردم زیادی آشفته […]

من، آگاهی و نیم‌سالی که گذشت

اولین بار که با موضوع کلمۀ روز و کلمۀ سال و این چیزها آشنا شدم گفتم ملّت عجب حالی دارند. حالا کلمه انتخاب کنیم که چه؟ یعنی چیز مهم‌تری نیست که ذهن‌شان را درگیر کند؟ اما نمی‌دانم چه شد که به خودم آمدم و دیدم […]

به وقت جَوگیری!

همیشه آدم جوگیری بوده‌ام و احتمالاً خواهم بود. سریع هیجان‌زده می‌شوم و کنترل نفس از کفم می‌رود در نتیجه برای جلوگیری از پشیمانی مجبور می‌شوم کلی دست‌انداز و چراغ‌گردان و یادآور و نشانه و ذکر و ورد برای خودم کار بگذارم، وگرنه موتورم به سریع‌ترین […]

چرا باید روایتگر خودمان باشیم؟

شنیدن قصۀ دیگران جالب و الهام بخش است. وقتی فردی قصۀ خودش را روایت می‌کند و از اوج و فرودها و دست‌اندازها و موانعی که گذرانده حرف می‌زند، زمانی که قصۀ خودش را برایمان روایت می‌کند، ما شبیه به حشره‌ای که جذب نور شود گوش‌هایمان […]

در مذمت چندکارگی

تا همین یکی دو سال پیش خیال می‌کردم این هنر است که آدم در آن واحد ذهنش هزارجا باشد و چندکار را همزمان باهم انجام بدهد. تا اینکه اینقدر در منابع مختلف به خصوص روان‌شناسی شناختی درباره عملکرد ذهن در این مواقع خواندم و شنیدم […]

روند تکاملی

تکامل در حین کار اتفاق می‌افتد. این جمله را در صفحۀ یکی مانده به آخر دفتر آزاد نویسی‌هایم پیدا کردم. نمی‌دانم نقل از کدام کتاب و منبع بود اما قراین و شواهد دال بر این است که از کتاب خواستن توانستن نیست، برداشت شده باشد. […]