قرار یکشنبه ها

برای این که منظم تر بنویسم و کمی از سردرگمی و بلاتکلیفی اینکه حالا چی منتشر کنم خارج شوم، مثلا یک برنامه ای ریختم که به جز قرار یکشنبه ها و جمعه هایش هیچ کدام عملی نشد. قرار بود یکشنبه ها داستان کوتاه منتشر کنم و جمعه ها معرفی کتاب. نزدیک به دوازده هفته سر این قرار نیم بند مانده […]

و باز هم قصه ای تکراری در نوشتن

نه که هیچ ایده ای نداشته باشم. به گمانم باز دچار فلج قلم شده ام. کلمه ها توی سرم وول می خورند و ذهنم را آشفته می کنند و من نمی دانم کدام را اول از همه بگیرم. صبر و تحمل ام باز کم آمده. دلم را خوش میکنم به اینکه همان طور که دوست عزیز در پست جمله نویسی […]