آخر

چیز هایِ آخر همیشه یک اضطراب خاصی ایجاد می کنند. مرحله آخر، روز آخر، سال آخر، ماه آخر، صفحه آخر، هر چیزی که رو به اتمام باشد. به نظرم هر چه بیشتر طول کشیده باشد فشار روانی بیشتری هم ایجاد می کند آن قسمت آخر. بالاخره یک مدتی (چه کوتاه چه بلند) تمام فکر و ذکرت بوده یا لااقل یک […]

ناخن جویدن و سندرم پایِ بی قرار

ناخن جویدن در خانواده مان تاریخچه ای دور و دراز دارد. از وقتی که یادم می آید داشته ام ناخن می جویدم و مادرم در تلاشی بی وقفه سعی کرده این عادت را از سرم بیندازد. فکر نمی کنم توی خانواده به غیر از من و یکی از دختر خاله ها، هنوز کسی به ناخن جویدن مشغول باشد. خواهر کوچکم […]

سریال و تخمه

فکر میکنم سریال دیدن مثل تخمه خوردن است. اصلا شاید برای همین است که تخمه شکستن به همراه سریال دیدن اینقدر کیف دارد. البته به نظرم سریال دیدن مضراتی را هم به همراه دارد. اصلا بعضی وقت ها جز ضرر انگاری چیزی ندارد. گاهی اوقات سریال دیدن مثل یک طلسم، مثل یک نفرین می افتد به جانت. البته سریال داریم […]