اگر اینی نبودم که هستم

اگر جایی دیگر بودم یا کس دیگری بودم چه می شد؟ این من اگر یک من دیگر بود جهان چگونه می چرخید؟ اگر یک روز چشم باز کنم ببینم توی یک جای دیگر و یک جسم دیگرم، چه می شود؟ چه خواهم کرد؟ اگر اینی که هستی نبودی چه  می شد؟ اصلا دوست داری اینی نباشی که هستی؟ شاید اگر توی […]

شبیه(Alike)

به نظر من دلیل خاص بودن هر موجودی تفاوتش با سایر موجودات و هم نوعانش است. اگر قرار بود همه ما شبیه هم باشیم اصلا دیگر دنیا جای زندگی کردن بود؟ همه چیز شبیه به هم با کارهای یکسان. در انیمیشن شبیه (Alike) ما تلاش پدری را میبینم برایشبیه کردن فرزندش به بقیه کودکان و آدمیان. دنیای رنگی کودک رو […]

مهمان ناخوانده

تقریبا همه ما قصه خاله پیر زن با آن مهمان های نا خوانده اش، در شبی بارانی را به یاد داریم. دلش به رحم آمده بود و همه را راه داده بود به خانه کوچکش.قاعدتا مهمان با مهمان ناخوانده فرق می کند. مهمان خبر می دهد. می دانی قرار است بیاید و برای آمدنش آماده ای و منتظر؛ ولی مهمان ناخوانده […]

امید

امید چیست؟ از کتاب منسن این طور استنباط کرده ام که امید برابر تلاش است.به نظرم منظورش این است که امیدی که به انتظارش بنشینی وجود ندارد. امید یعنی حرکت.امید یعنی از حالا از همین حالای حالا برایش می ایستم و قدم بر می دارم. اگر میخواهیش دست از رویا پردازی بردار و وارد گود بشو. امیدی که فقط دلت را خوش کند و […]

تکرار

امروز فیلمی را که چند ماه پیش دیده بودم، دوباره نگاه کردم. راستش زمانی که اولین بار دیده بودمش، گمان میکردم که فیلم خوبی است. اما در این دوباره دیدن امروز متوجه شدم که چندان هم فیلم خوبی نیست. بار قبل بیشتر توجهم جلبِ روایت و قصه فیلم بود ولی اینبار چون دیگر از روایت آگاهی داشتم، بیشتر توجهم جلبِ […]

خشم و دور باطل

به گمانم خشم هم از ترس سر چشمه می گیرد.خشمگین می شوی چون کنترل اوضاع دارد از دستت خارج می شود. یا شده است.وقتی کنترل اوضاع از دستت در برود دیگر اوضاع آن طور که پیش بینی می کردی، پیش نخواهد رفت. خشمگین می شوی چون موضع قدرتت به خطر افتاده.موضع قدرت به خطر می افتد، اوضاع از کنترل خارج می […]

خوشبختی گم شده

خوشبختی نبود هرگونه مشکل نیست. هر لحظه و هر جایی می شود  احساس خوشبختی کرد. آن هنگام که برای ثانیه ای گویا جهان از حرکت می ایستد و ما در احساسی ناب و وصف ناشدنی از سرخوشی غرق می شویم. آن زمان که ذهنمان تهی می شود از مصایب عالم و لحظاتی ناب را تجربه میکنیم. خوشبختی های حقیقی زیرِ […]

پذیرش یا تسلیم؟

می گوید تسلیم شدن فرق می کند با پذیرفتن. می گوید تو وقتی تسلیم می شوی دیگر دست می شویی از هرگونه سعی و تلاش. می شوی پرنده ای افسرده کنج قف، در حسرت پرواز.می گوید پذیرش یعنی قبول می کنی نتیجه را یا وضعیت را، ولی باز نمی ایستی. همچنان می گردی به دنبال راه چاره ای. اصلاح، جایگزین […]

هدف

همیشه قرار نیست به مقصد برسیم. گاه هدفی می شود بهانه ای که ما چند صباحی خودمان را به ریسمان زندگی بیاوزیم. که سقوط نکنیم و فرصت داشته باشیم برای جمع و جور کردن خودمان، برای چشم گشودن و بهتر دیدن اطراف. بعضی وقت ها بعضی هدف ها فقط می آیند و هستند تا ما به زندگی برگردیم. گاه کنار […]

غرغرو نباش

بیا حرف بزنیم و سوال بپرسیم به جای غُرغُر کردن. غر غر کردن آدم را پیر میکند. هم آدم را هم شنونده ها را. میدانی؟ از یک جایی به بعد شاید فقط از سر ترحم تحملت کنند.  از یک جایی به بعد هیچ کس حوصله ات را ندارد. از یک جایی به بعد همه می توپند به تو که چه […]