به وقت جَوگیری!

همیشه آدم جوگیری بوده‌ام و احتمالاً خواهم بود. سریع هیجان‌زده می‌شوم و کنترل نفس از کفم می‌رود در نتیجه برای جلوگیری از پشیمانی مجبور می‌شوم کلی دست‌انداز و چراغ‌گردان و یادآور و نشانه و ذکر و ورد برای خودم کار بگذارم، وگرنه موتورم به سریع‌ترین […]

چرا باید روایتگر خودمان باشیم؟

شنیدن قصۀ دیگران جالب و الهام بخش است. وقتی فردی قصۀ خودش را روایت می‌کند و از اوج و فرودها و دست‌اندازها و موانعی که گذرانده حرف می‌زند، زمانی که قصۀ خودش را برایمان روایت می‌کند، ما شبیه به حشره‌ای که جذب نور شود گوش‌هایمان […]

روند تکاملی

تکامل در حین کار اتفاق می‌افتد. این جمله را در صفحۀ یکی مانده به آخر دفتر آزاد نویسی‌هایم پیدا کردم. نمی‌دانم نقل از کدام کتاب و منبع بود اما قراین و شواهد دال بر این است که از کتاب خواستن توانستن نیست، برداشت شده باشد. […]

شبیه(Alike)

به نظر من دلیل خاص بودن هر موجودی تفاوتش با سایر موجودات و هم نوعانش است. اگر قرار بود همۀ ما شبیه هم باشیم اصلاً دیگر دنیا جای زندگی کردن بود؟ همه چیز شبیه به هم با کارهای یکسان. در انیمیشن شبیه (Alike) ما تلاش […]

مهمان ناخوانده

تقریبا همه ما قصه خاله پیر زن با آن مهمان های نا خوانده اش، در شبی بارانی را به یاد داریم. دلش به رحم آمده بود و همه را راه داده بود به خانه کوچکش.قاعدتا مهمان با مهمان ناخوانده فرق می کند. مهمان خبر می دهد. […]

امید

امید چیست؟ از کتاب منسن این طور استنباط کرده‌ام که امید برابر تلاش است.به نظرم منظورش این است که امیدی که به انتظارش بنشینی وجود ندارد. امید یعنی حرکت.امید یعنی از حالا، از همین حالایِ حالا برایش می‌ایستم و قدم بر می‌دارم. اگر می‌خواهیش دست از رویا پردازی بردار […]

تکرار

امروز فیلمی را که چند ماه پیش دیده بودم، دوباره نگاه کردم. راستش زمانی که اولین بار دیده بودمش، گمان می‌کردم که فیلم خوبی است. اما در این دوباره دیدن، امروز متوجه شدم که چندان هم فیلم خوبی نیست. بار قبل بیشتر توجهم جلبِ روایت […]

خشم و دور باطل

به گمانم خشم هم از ترس سرچشمه می‌گیرد.خشمگین می‌شوی چون کنترل اوضاع دارد از دستت خارج می‌شود یا شده است.وقتی کنترل اوضاع از دستت در برود دیگر اوضاع آن طور که پیش‌بینی ‌می‌کردی، پیش نخواهد رفت. خشمگین می‌شوی چون موضع قدرتت به خطر افتاده.موضع قدرت […]