یادگار ایام دیرین

برگ هایش بیشتر کشیده بود تا پهن. رنگشان سبز بود. سبزِ سبز. شاخه های تنومندش همبازی کودکی هایم بود. همیشه قرص و محکم بود تا کودکی را که از شاخه هایش بالا می خزد یا گاه طنابی می آویزد و مشغول بازی میشود، در پناه خودش حفظ کند. میوه هایش عطر و بویی داشت که مرا مدهوش خود می کرد. […]