ترس از تکراری نوشتن

یکی از مشکل های اساسی من در نوشتن، ترس از بیان حرف های تکراری بود. همه اش می ترسیدم که نکند حرف هایم همان چیز هایی باشد که قبلاً هم خوانده و شنیده اند؟ بعد از یک مدت که سعی کردم این احساس را نادیده بگیرم متوجه شدم چیزی که برای من تکراری است لزوماً برای همه تکراری نیست. دلیل […]

بنویس و بنویس

جملات زیر بخش هایی از کتاب «حق نوشتن» نوشته جولیا کمرون است. حق نوشتن این روزها مثل یک جرعه حیات بخش وقتی که روز به پایان می رسد و ترس و تردید از سر و کولم بالا می رود، تمام تشویش هایم را پاک می کند. برای یک نویسنده تازه کار نوشتن هم لذت بخش است هم ترسنکا. از حق […]

نوشتن در شیار های زمان

خیلی از ما این تصور را داریم که یک نویسنده واقعی چندین ساعت پشت میز می‌ماند و قلم می‌زند و چون ما آن قدر وقت آزاد نداریم گمان می‌کنیم نمی توانیم نویسنده شویم. جولیا کمرون در حق نوشتن می‌گوید به جای اینکه منظم و مرتب و در زمان هایی خاص و طولانی بنویسد، در شیار ها می نویسد. منظورش شیارهای زمانی […]

چاه هنرمند|راهی برای رهایی از خشک طبعی در نوشتن

همه کسانی که دستی در نوشتن دارند با خشک طبعی مواجه شده اند. منظورم همان هنگامی است که آدم احساس می کند درونش خالی و تهی شده و هیچ چیزی برای نوشتن ندارد. در پست فلج قلم یا خشک طبعی به نقل از کتاب نویسندگی خلّاق راه هایی برای رهایی از این موقعیت گفته بودم. اینار می خواهم از کتاب […]

افسانه زمان

در روز هایی که به دنبال وقت و فرصت مناسب برای نوشتن بودم، حقِ نوشتن شوری تازه در دلم ایجاد کرد برای صرفاً نوشتن. بی توجه به اینکه چقدر زمان داریم یا چند خط و صفحه را می توانیم سیاه کنیم. این افسانه که برای خلق کردن باید «زمان» بیشتر داشته باشیم افسانه ای است که ما را از استفاده […]

چرا نثرمان تاب بر می دارد؟

دو سه روزی است که خواندن کتاب حق نوشتن جولیا کمرون را شروع کرده ام. در این مدت افسوس می خورم که ای کاش این کتاب را زودتر یعنی همان وقت هایی که تازه به نوشتن جدی فکر می کردم می خواندم چون به احتمال زیاد سبب می شد برای یادگرفتن نوشتن و شروع آن کم تر به در و […]