من مثبت بینم!

-غذاتو دوست نداری؟ +چرا. -پس چرا نمی‌خوری؟ +اشتها ندارم. -دوباره چی شده؟ وقتی این‌جوری چشماتو می‌بندی و سرتو می‌اندازی پایین، یعنی باز یه گندی زدی! +تقصیر من نبود. -بازم اخراج؟ +تصمیم گرفتم بالاخره کار تئاتر رو شروع کنم. -نمایشنامه‌نویسی؟ +شاید. […]

به چه کسی می‌شود اعتماد کرد؟!

-نرسیدیم؟ +نه. -یکم می‌خوابیدی. خسته نیستی؟ +باید مواظب باشم. -من بیدار می‌مونم تو یکم بخواب. +فکر کردی که کجا بریم؟ -میریم مرکز. +به این فکر کردی که چیکار می‌کنن؟ -چیکار می‌کنن؟ تازه باید افتخار هم بکنن. +که فرار کردیم؟ که […]

چشم در برابر چشم!

-هنوز نمی‌فهمم کار کی بوده؟ +چی؟ -اینکه تو بیفتی تو همچین هچلی. +کار هیچ‌کس نبود. خودم تصمیم گرفتم. -نه… تو همچین آدمی نیستی. کسی که من می‌شناسم همچین کاری نمی‌کنه. +حالا که کردم. -یعنی پشیمون نیستی؟ +چرا باید پشیمون باشم؟ […]