ترس از تکرار

از تکرار می ترسم. در هر بار تکرار، فرصت وقت گذاشتن برای یک چیز جدید را از دست می دهی. اصلاً انگار مشغول درجا زدن می شوی به جای به پیش رفتن. او می گوید در هر بار تکرار تو چیزی نو می یابی که دفعه پیش به چشمت نیامده بود. هر بار بیشتر می آموزی و ذهنت متمرکز تر […]

درجا ماندگان | چه کنیم که درجا نزنیم؟

مشکلی که اغلب ما با آن سر‌وکار داریم شروع یک کار جدید یا گرفتن یک تصمیم مهم است. معمولاً برای شروع کاری جدید مضطرب می شویم که این اضطراب بیشتر وقت ها از ترس سرچشمه می گیرد. البته گاهی اوقات برای شروع کاری که دوستش می‌داریم هیجان زده ایم و این هیجان هم به هر حال یک فشار روانی است. […]

تلاش کنیم یا نه؟ | تعریفی از منبع کنترل درونی و بیرونی

سقوط و خاموشی و مرگ ستاره ها دلگیرم می کند. و بیشتر از آن اینکه آن ستاره حتی باور نداشته باشد که یک کرم شب تاب است! آدم ها عجیبند. عجیب و غیر قابل پیش بینی. هیچ وقت نمی توانی بفهمی دقیقا توی کله طرف مقبل چه می گذرد. گاهی پیش بینی هایمان درست از آب در می آید. ولی […]

زمین خوردن ترس دارد

نباید از اشتباه کردن ترسید. اشتباه کردن و اثر بد تولید کردن هیچ ترس ندارد. نه که خودم هیچ نمی ترسم! اتفاقاً چون ترس خودم همین است دارم می گویم ترس ندارد. دارم به شما می گویم بلکه ترس خودم هم بریزد. زمین خوردن درد دارد ترس هم دارد ولی نباید مانع ادامه دادن بشود. اگر مانع بشود راکد می […]

نقل قول هایی در بابِ تعریفِ کمال گرایی

زهرا ذوالقدر در تعریف کمال گرایی نوشته: کمال گرایی مجموعه ای از الگو های فکریِ محکوم به شکست است که برای رسیدن به اهداف غیر وقاع بینانه، شما را وادار به تلاش میکند. برنه براون در کتاب موهبت کامل نبودن می گوید: تحقیقات نشان داده اند که کمال گرایی مانع پیشرف می شود. در واقع کمال گرایی به افسردگی، اضطراب […]

کمال گرای وسواسی

روده درازی کردن همیشه آسان است. وقتی قرار نباشد کسی آن مهملاتِ بیهوده را ببیند چه باک از نوشتن؟!اما تا حرفِ دیدن و خواندن و انتشار می خزد به درونِ تاریک روشنای سرت یکهو ترسی زبانه می کشد، که دیوار دیوار سد دفاعی بر می آورد وسعی بر آن دارد تا تمام گفته ها و نگفته ها را از زیر […]

قصه می بافم

این روز ها با تمام شدن ترم جاری، مشغول بافتن کلمات و قصه ساختنم. کارم چندان بد نیست. دارد پیش می رود. تمارین گفت و گو نویسی را یکی پس از دیگری جلو می روم. قصه می خوانم و قصه می بافم. چند پست پایین تر یکی از همین قصه های بافته شده را فرستادم هوا (کلید های گمشده). امشب هم […]

خشم و دور باطل

به گمانم خشم هم از ترس سر چشمه می گیرد.خشمگین می شوی چون کنترل اوضاع دارد از دستت خارج می شود. یا شده است.وقتی کنترل اوضاع از دستت در برود دیگر اوضاع آن طور که پیش بینی می کردی، پیش نخواهد رفت. خشمگین می شوی چون موضع قدرتت به خطر افتاده.موضع قدرت به خطر می افتد، اوضاع از کنترل خارج می […]

غرغرو نباش

بیا حرف بزنیم و سوال بپرسیم به جای غُرغُر کردن. غر غر کردن آدم را پیر میکند. هم آدم را هم شنونده ها را. میدانی؟ از یک جایی به بعد شاید فقط از سر ترحم تحملت کنند.  از یک جایی به بعد هیچ کس حوصله ات را ندارد. از یک جایی به بعد همه می توپند به تو که چه […]

من غرغرو نیستم

من غرغرو نیستم، فقط کمی نق میزنم… خیلی خوب قبول، اصلا همه غر میزنند. اما میدانی چرا؟ چون آن چیزی که ته دلمان است را نمی توانیم بگوئیم و گلوله می شود این حرف و بالا نمی آید؛ پس ما هم کانال را عوض می کنیم و شروع می کنیم به غر زدن، بلکه فرجی شود و لا به لای […]