فقط یک گزینه را انتخاب کن

قرار نبود توی تاریکی بنشینم اینجا تا چیزی بنویسم. این ساعت باید هفت پادشاه را خواب می‌دیدم. اما دلم نمی‌خواست بخوابم. دوست داشتم بنشینم اینجا و چیزی بنویسم. حتی باوجود اینکه چیزی برای نوشتن نداشتم. اما کسی چه می‌داند؟ اصلاً […]

نفهمیدن شروع فهمیدن است | راهی برای تقویت پرسشگری + کلیشه شکنی

به‌گمانم اردشیر رستمی بود که در کتاب‌باز گفته بود «از نفهمیدن نترسیم که همین نفهمیدن بخشی از فهمیدن است» و چقدر این حرف را دوست دارم. بشخصه دریافته‌ام که علامت‌های سؤال و نقاط مبهم و تاریک راهنماهای بهتری هستند برای […]

کار من چه ارزشی دارد؟ | ۲ پیشنهاد برای افزایش عزت نفس به کمک نوشتن

خیلی وقت‌ها ترس و تردیدی که گریبان گیرمان می‌شود و فلجمان می‌کند از عزت‌نفس پایین سرچشمه می‌گیرد. عزت‌نفس از دو بخش عمده تشکیل شده: احساس کارآمدی و احساس ارزشمندی.پاسخ سؤال «آیا از پس انجام این کار برمی‌آیم؟» اعتماد بنفس‌مان را […]

گاهی باید با ترس‌ها قدم برداشت

یک زمانی خیال می‌کردم اگر بیشتر بنویسم بالأخره یک روزی از سختی نوشتن کم می‌شود. اما امروز بهتر از هر روز دیگری می‌دانم که نوشتن، لااقل برای من، همیشه سخت و چالش برانگیز باقی می‌ماند. تقلا برای سامان دادن به […]

ما با دیدن یاد می‌گیریم | عزت‌نفس در نظریۀ بندورا

آلبرت بندورا یک روان‌شناس است که نظریۀ معروف «یادگیری اجتماعی» را مطرح کرد. طبق این نظریه ما بخشی قابل توجهی از اعمال و رفتارمان تحت تأثیر چیزهایی است که دیده‌ایم و شنیده‌ایم. حالا شیرجه می‌زنم به بحث اصلی: وقتی پای […]