نفهمیدن شروع فهمیدن است | راهی برای تقویت پرسشگری

به‌گمانم اردشیر رستمی بود که در کتاب‌باز گفته بود «از نفهمیدن نترسیم که همین نفهمیدن بخشی از فهمیدن است» و چقدر این حرف را دوست دارم. بشخصه دریافته‌ام که علامت‌های سؤال و نقاط مبهم و تاریک راهنماهای بهتری هستند برای آموختن چون دقیقاً نشانمان می‌دهند […]

سرِّ درون را به اغیار بگوییم یا نگوییم؟ | در باب خودافشایی

همین اول کار بگویم که این پست ناقص است و نیاز دارد که به مرور تکمیل بشود و بدلیل کم‌طاقتی‌ام و ترس از سرد شدن تنور شور و اشتیاق، دست به نوشتن و انتشار بردم. در ضمن سپاس ویژه از خانم میترا سالاری که در […]

از تردید به تصمیم

1.احساس تهی بودن می‌کنم. البته نه که هیچ چیزی نداشته باشم، بالعکس. فقط نمی‌دانم کدام را بچسبم و نیز کمی هم تنبل درونم قلدری می‌کند و تقلب می‌رساند برای بهانه گرفتن. 2.این هفته مطالعۀ خوبی داشتم و از این بابت نسبتاً راضی‌ام. 3.یکی از عجیب‌ترین […]

چرا عقب می‌افتم؟ | تحلیلی بر عقب ماندگی خویشتن

چرا چندان به برنامه‌هایم متعهد نیستم؟ چرا این روزها چیدن برنامه برایم سرگیجه به ارمغان می‌آورد؟ چرا هرکاری می‌کنم از زمان جا می‌مانم؟ چرا وقت نمی‌کنم تا کارهای عقب افتاده را سامان بدهم؟ این سؤالات و چند فرغون سؤال مشابه مدت‌هاست که ذهنم را مشغول […]

یک یادداشت شبانه

امروز کمی زودتر بیدار شدم. فردا قرار است برویم بیرون. نمی‌دانم. اگر به من است ترجیح می‌دادم برویم جایی همین نزدیکی‌ها و زودی برگردیم. باز هم سر ارسال تکلیف دودل بودم و صدبار ویرایشش کردم و آخرسر ارسال. پستی هم درموردش نوشتم و در بیان […]

شروعی دوباره بعد از کمی جا زدن

1.هر آدمی بالأخره ممکن است علایق جوربه‌جوری داشته باشد که یافتن نقطۀ مشترک بینشان سخت باشد. همیشه که نمی‌توانی همه را با هم پیش ببری. گاهی مجبوری از حواشی کم کنی و بیشترِ هوش و حواست را روی یک کار بگذاری. 2.امروز بعد از چندین […]

جرأت انجام یکی از این دو کار را داشته باشید

هروقت این بالشت کوچک را از پشت کمرم برمی‌دارم و در آغوش می‌گیرم و پاهایم را جمع می‌کنم تا زمین را لمس نکنند می‌فهمم اوضاعم خراب است. این یعنی تردید قلب و جگرم را به نیش کشیده! تا همین صبح امروز خیال می‌کردم زیادی آشفته […]

اگر غُر نزنم چه کنم؟

«زندگی بشدت یکنواخت می‌شود اگر چیزی برای غر زدن وجود نداشته باشد.» دبلیو.اس.گیلبرت غُر زدن بخش جدایی ناپذیر ما آدم‌هاست. هرجا کم می‌آوریم، خسته می‌شویم، کارها خوب پیش نمی‌رود یا هرچیز دیگر، به غر زدن پناه می‌بریم و به خیال خودمان از این راه تخلیه […]