این هویت من است

ما هویت خودمان را به چیزهای مختلفی گره می‌زنیم. دلیلش هم ساده است. در این حالت تعریف کردن خودمان راحت‌تر می‌شود. یک‌جورهایی پشت القاب و عناوین و دستاوردها پناه می‌گیریم. آن‌وقت حال خودِ آسیب پذیرمان خوب می‌ماند. ما برای یافتن […]

درد کمال خواهی

قانون پایستگی کمال‌گرایی می‌گوید: کمال‌گرایی از بین نمی‌رود؛ بلکه مدام نقاب عوض می‌کند تا ما خیال کنیم که رفته است. تا همین چند وقت پیش خیال می‌کردم که کمال‌گرایی‌ام در نوشتن تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده. اما متوجه […]

من جامانده‌ام!

خیلی وقت است که می‌خواهم چیزی در این مورد بنویسم. از ناکامی، نرسیدن، فقدان و سوگ، از جاماندن و از وحشتی که وسواس و کمال‌گرایی را احضار می‌کند یا ختم می‌شود به خشم و پرخاشگری. مدت‌هاست که چیزهایی را توی […]

قصه‌ها و کاتارسیس

دیروز در کتاب «بوطیقای ارسطو برای فیلمنامه نویسان» رسیدم به واژه‌ای نو: «کاتارسیس». معادل این واژه در زبان ما برابر است با پالایش عاطفی. چیزی شبیه به همان تصعیدی که فروید در مکتب روان‌کاوی‌اش در مجموعۀ مکانیسم‌های دفاعی روانی مطرح […]

کلمه‌ها باور ما را می‌سازند

می‌دانیم که تفکرمان به کمک زیان شکل می‌گیرد. زبان این فرایند را ساده‌تر می‌کند. کافی است کلمه‌ای را در نظر بگیری تا از پسش چندین تصویر به ذهنت راه پیدا کند. کلمه‌ها می‌توانند به‌اندازۀ عکس‌ها، بوها، طعم‌ها و نواها خاطراتی […]

من شکست ناپذیرم

می‌خواهم از نقابی بگویم که همیشه رویمان را می پوشاند. شاید بهتر باشد بگویم سپر یا زره. آن چیزی که خودِ آسیب‌پذیرمان را پشتش پنهان می‌کنیم. قیافه می‌گیریم و وانمود می‌کنیم که قوی‌تر از چیزی هستیم که به‌نظر می‌رسد. می‌دانی […]

این باور است که عمل را شکل می‌دهد

چند روز پیش در گشت‌وگذاری اینترنتی رسیدم به یک ویدئوی کوتاه. فکر کنم زمانش کمتر از یک دقیقه بود و تنها بازیگر آن یک خرس قهوه‌ای بود. از همان‌هایی که بهشان می‌گویند گریزلی و مرا یاد انیمیشن خرس‌های کله فندقی […]