نور و نوا

و در آن هنگام که هیچ نیست، نوری انگار می تابد. و از هیچ چیزی پدید می آید بر صفحه خالی. شاید کلمه ای باشد از یک داستان، نتی باشد از یک موسیقی، یا طرحی باشد برای آفرینش چیزی، یا شاید رنگی برای خلق یک عالم. آن هنگام که گمان می کنی هیچ نداری، در همان نزدیکی، چیزی انتظار می کشد، […]

از چه بگویم؟

برای اینکه اثری خلق شود نیاز به سوژه هست. به ایده ای نیاز است که طرحی را در ذهنمان ترسیم کند. یا به واسطه اش به تفکر مشغول گشته، طرحی رسم نماییم.این ایده و یا طرح می تواند نا خودآگاه باشد. جرقه ای زده می شود و بدون تفکر چندان اثر خلق می شود. اصلا یک حسی بهمان دست می […]

نوشته ای درباره نوشتن

تو قلم را در دست بگیر ، پشت میز بنشین و شروع کن به نوشتن. تو اراده کن و بنشین منتظر کلمات. التماسشان کن آن ها می آیند. نه اصلا میدانی؟! … ”پشت میز بنشین و بمان و گوش کن، حتی گوش هم نکن، فقط منتظر بمان! کاملا ساکت و تنها!! دنیا خودش را به تو عرضه خواهد کرد، تا […]