از نوشتن تا عمل کردن

دیشب یک تجربه نو داشتم و پایبندی تمام و کمال به اولویت بندی را رعایت کردم. معمولاً یک چک لیست از کارهایی که در روز می‌خواهم انجام بدهم آماده می‌کنم ولی اینکه این کارها به چه ترتیبی انجام بگیرند خیلی مشخص نبود. نهایتاً دو سه […]

تردیدی که خوره جان می شود

نباید به تردید مهلت داد. اگر بهش وقت بدهی و لی‌لی به لالایش بگذاری رویش زیاد می‌شود. قدم به قدم نزدیک‌تر می‌شود و بعد مثل بختک می‌افتد به جانت و نمی‌گذارد نفست بالا بیاید. خوره جانت می‌شود و دلت را لانه اضطراب می‌کند. بی‌ثبات می‌شوی […]

جماعت کتاب خوان

در جماعت کتاب‌ خوانان ما شاهد چند دسته هستیم: کتاب‌ بازان کتاب‌ خواران کتاب‌ خوانان در میان کتاب‌خوانان یک عده کتاب بازند. مثل ماشین بازها. اینان علاقۀ وافری دارند به کتاب خریدن و عرضه و تقاضایشان با هم نمی‌خواند. کتاب زیاد می‌خرند و کم می‌خوانند و […]

تکرار

امروز فیلمی را که چند ماه پیش دیده بودم، دوباره نگاه کردم. راستش زمانی که اولین بار دیده بودمش، گمان می‌کردم که فیلم خوبی است. اما در این دوباره دیدن، امروز متوجه شدم که چندان هم فیلم خوبی نیست. بار قبل بیشتر توجهم جلبِ روایت […]

بزرگ شدی می‌خوای چی کاره بشی؟

همۀ ما از زمانی که به یاد داریم این سوال را بزرگ ترها ازمان پرسیده‌اند، اینکه وقتی بزرگ شدیم قرار است چه کاره شویم؟ آن هم زمانی که تمام نگرانی‌مان آب شدن بستنی یا تمام شدن پفک‌مان بود. از همان اول جوّی درست می‌شد و ما […]

هدف

همیشه قرار نیست به مقصد برسیم. گاه هدفی می‌شود بهانه‌ای که ما چند صباحی خودمان را به ریسمان زندگی بیاوزیم، سقوط نکنیم و فرصت داشته باشیم برای جمع و جور کردن خودمان، برای چشم گشودن و بهتر دیدن اطراف. بعضی وقت‌ها بعضی هدف‌ها فقط می‌آیند […]