آمپول تخصص | سخنی کوتاه به میانبرجویان!

انسان موجودی است عجول. حالا بعضی‌ها شانس می‌آورند ژن صبوری را به ارث می‌برند و بعضی‌ها هم مثل من با وجود داشتن پدر و مادری با سطح خوبی از صبر دچار جهش می‌شوند و هفت ماهه پا به دنیا می‌گذارند و از همان اولی که […]

جرأت انجام یکی از این دو کار را داشته باشید

هروقت این بالشت کوچک را از پشت کمرم برمی‌دارم و در آغوش می‌گیرم و پاهایم را جمع می‌کنم تا زمین را لمس نکنند می‌فهمم اوضاعم خراب است. این یعنی تردید قلب و جگرم را به نیش کشیده! تا همین صبح امروز خیال می‌کردم زیادی آشفته […]

اگر غُر نزنم چه کنم؟

«زندگی بشدت یکنواخت می‌شود اگر چیزی برای غر زدن وجود نداشته باشد.» دبلیو.اس.گیلبرت غُر زدن بخش جدایی ناپذیر ما آدم‌هاست. هرجا کم می‌آوریم، خسته می‌شویم، کارها خوب پیش نمی‌رود یا هرچیز دیگر، به غر زدن پناه می‌بریم و به خیال خودمان از این راه تخلیه […]

هنگامی که ترس به میدان می‌آید

کلمۀ ترس سرد است و یادآورد سرماست. ترس‌ها جان آدم را می‌مکند، مثل دمنتورهای هری پاتر. ترس‌ها دست و پای آدم را می‌بندند، مثل غل و زنجیری که تو را ته آب‌های عمیق نگه می‌دارد. همۀ ما یک ترسی داریم. از ترس هم نمی‌شود اجتناب […]

او فقط می‌توانست به جلو حرکت کند

در هفتۀ گذشته مروری داشتم بر کتاب موهبت کامل نبودن نوشته برنه براون. این مرور باعث شد کمی بیشتر به وضعیتم آگاه شوم. بعضی کتاب‌ها یکبار خواندنشان کم است و برخی جملات را هم باید چسباند یک جایی که جلوی چشم باشند. ترس واقعی ما […]

در مذمت چندکارگی

تا همین یکی دو سال پیش خیال می‌کردم این هنر است که آدم در آن واحد ذهنش هزارجا باشد و چندکار را همزمان باهم انجام بدهد. تا اینکه اینقدر در منابع مختلف به خصوص روان‌شناسی شناختی درباره عملکرد ذهن در این مواقع خواندم و شنیدم […]