نور و نوا

و در آن هنگام که هیچ نیست، نوری انگار می تابد. و از هیچ چیزی پدید می آید بر صفحه خالی. شاید کلمه ای باشد از یک داستان، نتی باشد از یک موسیقی، یا طرحی باشد برای آفرینش چیزی، یا شاید رنگی برای خلق یک عالم. آن هنگام که گمان می کنی هیچ نداری، در همان نزدیکی، چیزی انتظار می کشد، […]