از رنجی که می بریم

برای اینکه زنده بمانیم و متصل به جهان، به امید و هدف و انگیزه محتاجیم. ولی آیا داشتن امید و هدف کافی است؟ یک نیروی محرک باید باشد که انگیزه‌ای تولید کند و چرخ حرکتمان را بچرخاند. نیرویی که وادارمان […]

پاییز از راه می‌رسد

پاییز از راه می‌رسد با پیش‌کشی‌هایش. سرمایی که لباس‌های گرم خفته در چمدان‌های ته انبار و کمد را فرا می‌خواند  و تو را وامی‌دارد که پناه ببری به آغوش گرم بخاری.  میوه‌هایی به رنگ برگ‌های پاییززده و لباس‌هایی گرم که با […]

خوشی‌های کوچک زندگی

یک لیوان چای می‌ریزم. عطر چای دور سرم می‌چرخد و به جانم می‌نشیند. جعبه خرما را بر می‌دارم. سه دانه خرما را کنار لیوان چای تویِ پیش دستی می‌گذارم. می‌روم به سمت میز. روی صندلی می‌نشینم و بشقاب را  کنار […]

توالی غم و شادی

یک لحظه چشمانت را ببند.  به بهترین لحظۀ عمرت فکر کن. شادترین زمانی که تا به حال داشته‌ای. یادت آمد؟ چه زمانی بود؟ چه خاطره ای بود؟ قبل و بعد آن خاطره را هم یک نگاهی بینداز.  می‌دانی؟ یک نکته […]

در راه رسیدن

می دانم نوشته‌هایی که منتشر می‌کنم عالی نیستد. لزومی هم ندارد عالی باشند. من نوشته‌هایم را منتشر می‌کنم تا در راه عالی شدن گام بردارم. من نوشته‌های خامم را برای پخته شدن است که پشت ویترین وبلاگ می‌گذارم. برای دیده […]

باز برخاستن

زمین خوردن و به نفس‌نفس افتادن در مسیر زندگی برای هرکسی رخ می دهد. ولی آیا همه باز دوباره سرپا می‌شوند و ادامه می‌دهند؟ و این برخاستن و ادامه دادن چگونه رخ می‌دهد؟  پذیرفتن خیلی مهم است. پذیرفتن زمین خوردن […]