برای شروع کار باید قدم برداشت

لازم نیست بزرگ باشی تا شروع کنی؛ شروع کن تا بزرگ شوی. جان ماکسول محدودیت هایتان را فقط با این هدف که بر آنها غلبه کنید، به خاطر بیاورید. رندی گیج همان قدر که از موفقیت می آموزیم، از شکست نیز درس می گیریم. جیم ران گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند. سعدی […]

نوشتن یک مهارت است

داستان بنویسید حتی به غلط!! داستان نویسی یک مهارت است! مهدی حجوانی یاد گرفتن نوشتن مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری است. تو یک دفعه و بدون تجربه قبلی نمی توانی تعادلت را برای مدتی طولانی حفظ کنی. چندین بار زمین می خوری و با سماجت باز هم ادامه می دهی تا بالاخره بتوانی راندنش را یاد بگیری. با تمرین و […]

چرا باید نوشت؟

برشی از کتاب”همه چیز درباره نویسندگی خلاق“: اگر اراده کنید، می توانید بنویسید. ترس است که مانع نوشتن بیشتر افراد می شود، نه فقدان استعداد. اما من کیستم؟ چه حقی برای سخن گفتن دارم؟ و اگر بگویم چه کسی گوش می دهد؟ شما انسانی خاص هستید و داستانی خاص برای گفتن دارید و صاحب همه حقوق هستید. اگر با شور سخن بگویید، […]

اگر مشکل داری هنر هم داری

اگر مشکل داری، هنر هم داری. مصیبت ها و بدبختی هایت عملا منبعی برای خلاقیت هنری تو هستند. «ژوپینگ» معمولا محدودیت ها خلاقیت می آورند. می دانی چرا؟ چون دست و بالت تنگ است و در میان انتخاب ها سرگردان نمی شوی و وقتت را تلف نمی کنی. و می شود گفت که مجبور می شوی با همین چیز هایی […]

زبان نوشته چگونه باید باشد؟

همان طور که حرف میزنی بنویس! بی تکلف. لازم نیست کلمات و احساساتت را لای زرورق های ادبی بپیچی!! لازم نیست حقیقت را پشت کلمات پر طمطراق پنهان کنی. فقط خودت باش. و آن چیزی را که از ذهنت می گذرد، بنویس. وقت برای بازنویسی و بازخوانی زیاد است. وقتی شروع می کنی فقط جلو برو.

زیادی سخت نگیرید

زیادی سخت نگیرید. گاهی لازم است از کار دست بکشید و از سکوت لذت ببرید.« برایان تریسی» در میان رگبار حوادث و سختی های مسیر روزگارو سنگ اندازی های تقدیر و موذی گری های این چرخ گردون، خوب است دمی بنشینیم و بیاساییم. نفسی تازه کنیم و استراحتی به پاهای خسته مان بدهیم. تن زخمی مان را وارسی کنیم و […]

به: کرونا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب آقا/خانم کوید-19 ملقب به کرونا. امید وارم حالت خوب باشد. همین ابتدا میخواهم یک خسته نباشید بگویم خدمتتان. واقعا کارتان بسیار سخت است. فکر میکنم در تاریخ این هزاره ماندگار شدی. صده ها بود که هیچ موجود میکروسکوپی به اندازه شما گرد و خاک راه نینداخته بود. من خیلی سر رشته در […]

نوشته ای درباره نوشتن

تو قلم را در دست بگیر ، پشت میز بنشین و شروع کن به نوشتن. تو اراده کن و بنشین منتظر کلمات. التماسشان کن آن ها می آیند. نه اصلا میدانی؟! … ”پشت میز بنشین و بمان و گوش کن، حتی گوش هم نکن، فقط منتظر بمان! کاملا ساکت و تنها!! دنیا خودش را به تو عرضه خواهد کرد، تا […]

مشغله

خفه میکنی خود را در میان مشغله ها. به خود می آیی می بینی هیچ وقتی نداری که حتی سرت را بخارانی. دو دست کافی نیست، بیست و چهار ساعت کافی نیست. از این ور باید بدوی به آن ور. هر دستت کاری می کند و هر گوشه ذهنت مشغول به کاری است و مدام چشمت می پرد به سمت […]

در باب این روز های ملال آور

به قالب روزها و هفته ها یی که می گذرند دقت کرده ای؟! دیده ای که چقدر تکراری می آیند و می روند؟! آخر چرا هر کاری کنی بازهم به یک سیر روتین و تکرار وار میرسی؟ اصلاً انگار این ذات دنیاست، یک چیزی است که از سرشت دنیا و ما جدا نیست. هرکاری کنیم تهش یک چرخش تکراری داریم. […]