نوشتن از ناتوانی در نوشتن

نوشته های چند روز گذشته، چرک نویس ها، آزاد نویسی ها، کامنت هایی که گذاشته ام، در بیشترشان ردی از این موضوع پیدا می شود که «در هر حالی می توان نوشت». حتی اگر حال نوشتن نداری یا دستت برای نوشتن خالی باشد. انگار در این چند روزه ناخودآگاهم داشته مرا برای امروز آماده می کرده. برای روزی که نه […]

از نوشتن تا عمل کردن

دیشب یک تجربه نو داشتم و پایبندی تمام و کمال به اولویت بندی را رعایت کردم. معمولاً یک چک لیست از کارهایی که در روز می خواهم انجام بدهم آماده می کنم ولی اینکه این کارها به چه ترتیبی انجام بگیرند خیلی مشخص نبود. نهایتاً دو سه کار اول تکلیفشان معلوم بود و ما بقی را علی الله جلو می […]

ترس از تکرار

از تکرار می ترسم. در هر بار تکرار، فرصت وقت گذاشتن برای یک چیز جدید را از دست می دهی. اصلاً انگار مشغول درجا زدن می شوی به جای به پیش رفتن. او می گوید در هر بار تکرار تو چیزی نو می یابی که دفعه پیش به چشمت نیامده بود. هر بار بیشتر می آموزی و ذهنت متمرکز تر […]

بخوان بعد بنویس

بعضی وقت ها پیش می آید که آدم نوشتنش نمی آید. حالا شما اسمش را بگذار فلج قلم یا خشک طبعی. چه فرقی می کند؟ مسئله این است که من می خواهم بنویسم، اما نمی شود. شاید به قول کامرون چاه هنرمندانم خشکیده. این نکته مهمی است و امروز در جلسه ششم سمپوزیوم نویسندگی اهمیت این نکته برایم دوچندان شد. […]

بنویس و بنویس

جملات زیر بخش هایی از کتاب «حق نوشتن» نوشته جولیا کمرون است. حق نوشتن این روزها مثل یک جرعه حیات بخش وقتی که روز به پایان می رسد و ترس و تردید از سر و کولم بالا می رود، تمام تشویش هایم را پاک می کند. برای یک نویسنده تازه کار نوشتن هم لذت بخش است هم ترسنکا. از حق […]

تقلید

از روش کار، نوشته یا قالب کاری خیلی ها خوشم می آید؛ ولی آیا این دلیل می شود که دقیقاً از روی کار آن ها تقلید کنم؟ به نظر من همانند سازی کردن تا حدودی خالی از ایراد است و اصلاً اولِ کار واجب. تا بتوانی راه را از چاه تشخیص بدهی. ولی اگر به تقلید کورکورانه برسد پسندیده نیست. […]

بی هیچ ایده ای برای نوشتن

باز رسیده ام به روزی که دارم دست و پا میزنم برای گذاشتن پست جدید. بیشتر از هرچیزی حس میکنم مغزم خسته است. چند وقتی است زیاد کله ام را می کنم توی کامپیوتر.سر دردم مانع می شود که راحت بنویسم. می خواهم از دلیل همین ناتوانی برای نوشتن بنویسم. باز توی تله افتاده ام. توی تله کمال گرایی. همین […]

تاثیر گذارترین معلم

در برنامه دیروز کتاب باز، باز هم از معلم های تاثیرگذار صحبت شد. میهمان برنامه شاعری بود که تعریف کرد که چگونه به خاطر نقش معلمش شروع کرد به سرودن شعر. آقای سروش صحت هم خاطره ای از یکی از معلمانشان گفتند. و بعد آقای احسان عبدی پور هم در بخشِ خودشان خاطره هایی از سه معلمانی که در زندگی […]

انتخاب رشته

امروز بعد از خواندن پستی(ادامه ی حیات ما در چه رشته ای باید باشد؟!) به یاد ایامِ تیره و تار، اما پر از شور نوجوانیِ خودم افتادم. روزهایی که هر دم به سویی بودم و در خیالی سیر می کردم. آینده دور بود و به خیالمان هنوز آینده در آینده بود. آن قدر فرصت داشتیم تا دم به دم رشته عوض […]