چرا من به آن خوبی نیستم؟ | سخنی چند با نویسندگان نو قلم

تا به‌حال شده متنی را بخوانی و دوست داشته باشی که همان قدر خوب بنویسی؟ همین چند روز پیش مشغول خواندن یک نمایشنامه بودم و به این فکر افتادم که چرا نمی‌توانم به این خوبی و روانی بنویسم؟ این‌قدر زنده […]

فقط یک گزینه را انتخاب کن

قرار نبود توی تاریکی بنشینم اینجا تا چیزی بنویسم. این ساعت باید هفت پادشاه را خواب می‌دیدم. اما دلم نمی‌خواست بخوابم. دوست داشتم بنشینم اینجا و چیزی بنویسم. حتی باوجود اینکه چیزی برای نوشتن نداشتم. اما کسی چه می‌داند؟ اصلاً […]

زندگی یک نویسنده

چند ماه پیش ایده‌ای در ذهن داشتم که نمی‌دانستم در چه قالبی پیاده‌کنم. بعد از مدت‌ها کلنجار رفتن و بحث و جست‌وجو بالأخره به یک سرح و قالب رسیدم. در این سال‌هایی که مشغول نوشتن بودم، با مشکلات زیادی دست […]

یک سالگیِ هزاره

امروز اول تیر است و هزاره نویسی‌ام یکساله می‌شود. از اول تیر سال گذشته هر روز هزار کلمه نوشته‌ام. گاهی روان نوشته‌ام و هزاره را در طرفه‌العینی پر کرده‌ام، بیشتر وقت‌ها هم جان کنده‌ام تا هزار کلمه بشود و سهمیه […]

نوشتن از ناتوانی در نوشتن

نوشته‌های چند روز گذشته، چرک‌نویس‌ها، آزاد نویسی‌ها، کامنت‌هایی که گذاشته‌ام، در بیشترشان ردی از این موضوع پیدا می‌شود که «در هر حالی می‌توان نوشت». حتی اگر حال نوشتن نداری یا دستت برای نوشتن خالی باشد. انگار در این چند روزه […]