نوشتن از ناتوانی در نوشتن

نوشته های چند روز گذشته، چرک نویس ها، آزاد نویسی ها، کامنت هایی که گذاشته ام، در بیشترشان ردی از این موضوع پیدا می شود که «در هر حالی می توان نوشت». حتی اگر حال نوشتن نداری یا دستت برای نوشتن خالی باشد. انگار در این چند روزه ناخودآگاهم داشته مرا برای امروز آماده می کرده. برای روزی که نه […]

بخوان بعد بنویس

بعضی وقت ها پیش می آید که آدم نوشتنش نمی آید. حالا شما اسمش را بگذار فلج قلم یا خشک طبعی. چه فرقی می کند؟ مسئله این است که من می خواهم بنویسم، اما نمی شود. شاید به قول کامرون چاه هنرمندانم خشکیده. این نکته مهمی است و امروز در جلسه ششم سمپوزیوم نویسندگی اهمیت این نکته برایم دوچندان شد. […]

چاه هنرمند|راهی برای رهایی از خشک طبعی در نوشتن

همه کسانی که دستی در نوشتن دارند با خشک طبعی مواجه شده اند. منظورم همان هنگامی است که آدم احساس می کند درونش خالی و تهی شده و هیچ چیزی برای نوشتن ندارد. در پست فلج قلم یا خشک طبعی به نقل از کتاب نویسندگی خلّاق راه هایی برای رهایی از این موقعیت گفته بودم. اینار می خواهم از کتاب […]

و باز هم قصه ای تکراری در نوشتن

نه که هیچ ایده ای نداشته باشم. به گمانم باز دچار فلج قلم شده ام. کلمه ها توی سرم وول می خورند و ذهنم را آشفته می کنند و من نمی دانم کدام را اول از همه بگیرم. صبر و تحمل ام باز کم آمده. دلم را خوش میکنم به اینکه همان طور که دوست عزیز در پست جمله نویسی […]

فلج قلم یا خشک طبعی، مسئله این است!

می گوید میان فلج قلم و خشک طبعی تفاوت هست.می گوید وقتی قلمت فلج می شود که طرح و ایده ای داری ولی نمی توانی بنویسی. شاید یک چیزی توی مایه هایِ ترس از سفیدی کاغذ و خالی بودنش.ولی خشک طبعی زمانی است که کلاً هیچ نداری. مسئله این نیست که چگونه بنویسی اش و واژها را در چه قالبی […]

گاه تنها راه صبوری است

امروز روز دوم است. از آن روزهایی که می خواهی بنویسی ولی انگار‌کلمات فرار میکنند. مشکل نداشتن فکر و ایده نیست. مشکل ناتوانی در به بند کشیدنشان است. هر کلمه و حرف می شود یک ماهی. هرگاه گمان می کنم به چنگم افتاده و می توانم به بند قلم از سرش کنم،تکانی می خورد، می لغزد، دهن کجی میکند و شنا […]