مردابی که ما را می‌بلعد

صبح آغاز می‌شود و خورشید طلوع می‌کند. روزی تازه همراه با امیدهای تازه متولد می‌شود و ما بی‌هدف در جای خود غلت می‌زنیم و پتو را روی سرمان می‌کشیم و به خاطر آلارم ساعتی که تنظیم کرده‌ایم به خود لعنت می‌فرستیم. بی‌اشتیاق بر می‌خیزیم و به […]

شکست

گاهی اوقات تمام تلاشت را می‌کنی تا به هدفی دست یابی ولی آخر کار مسیرت به کوره راهی بن‌بست می‌رسد.آن وقت تو می‌مانی و خلأ بزرگی در درونت که مثل یک سیاه چاله تو را به درون خود می‌کشد.از آن روز همه چیز خاکستری می‌شود.دیگر […]