مردابی که ما را می بلعد

صبح آغاز میشود و خورشید طلوع میکند. روزی تازه همراه با امید های تازه متولد میشود و ما بی هدف در جای خود غلت میزنیم و پتو را روی سرمان میکشیم و به خاطر آلارم ساعتی که تنظیم کرده ایم به خود لعنت میفرستیم. بی اشتیاق بر میخیزیم و به زور چای شیرین می خواهیم اوقات مان را خوش کنیم و […]

شکست

گاهی اوقات تمام تلاشت را میکنی تا به هدفی دست یابی ولی آخر کار مسیرت به کوره راهی بن بست میرسد.آن وقت تو میمانی و خلأ بزرگی در درونت که مثل یک سیاه چاله تو را به درون خود میکشد.از آن روز همه چیز خاکستری میشود.دیگر صدای پرنده ها نوید بخش یک روز تازه برای تلاش نیست.دیگر تشعشع آفتاب گرمی […]