چند نقل قول دربارۀ نوشتن

بریده ها و جملات زیر از کتاب های مختلفی که درباره نوشتن و ایده پردازی هستند بازگو شده اند: فقط بنویسید. خطر کنید. مسلماً با نوشتن، اشتباهاتی را هم مرتکب می شوید. ولی فقط این جوری می‌شود نویسندگی را یاد گرفت.گلوریا کمپتون/گفت‌وگو نویسی نویسنده بودن آن است که نوشتن شما را بر‌می انگیزد تا به زندگی، آن طور که نرم […]

وقتی که از نوشتن طفره می روی

طفره رفتن از نوشتن به بهانۀ نداشتن ایده ای مناسب، یا در انتظار الهام بودن، برای هر اهل نوشتنی پیش می آید. می نشینی منتظر تا پری الهام با چوب جادویش ایده ای درخشان به تو ارزانی کند! دو سه روزی بود که یادم رفته بود برای نوشتن باید دست به قلم شد نه اینکه منتظر جرقه ماند. دیشب که […]

تلۀ بازدارنده

قانون پایستگی کمالگرایی می گوید: کمالگرایی از بین نمی رود؛ بلکه مدام نقاب عوض می کند تا ما خیال کنیم که رفته است! متن زیر از مقدمه کتاب چگونه کمال گرا نباشیم نوشته استفان گایز است. اگر شما هم با کمال گرایی دست و پنجه نرم می کنید، کتاب خوبی است برای رهایی از این بند. کمال گرایی، در دنیایی […]

در راه هنرمند شدن

جملات زیر را از روی کتاب «نبرد هنرمند» نوشته «استیون پرسفیلد» یادداشت کرده ام. کتاب خوبی است برای شناختن و مواجه شدن سختی های راه هنرمند شدن: برای حرفه ای شدن رمز و رازی وجود ندارد. این تصمیمی است که با هنر اراده صورت می پذیرد. اول ذهنمان را طوری تنظیم می کنیم تا خود را حرفه ای ببینیم و […]

ترس از تکراری نوشتن

یکی از مشکل های اساسی من در نوشتن، ترس از بیان حرف های تکراری بود. همه اش می ترسیدم که نکند حرف هایم همان چیز هایی باشد که قبلاً هم خوانده و شنیده اند؟ بعد از یک مدت که سعی کردم این احساس را نادیده بگیرم متوجه شدم چیزی که برای من تکراری است لزوماً برای همه تکراری نیست. دلیل […]

بنویس و بنویس

جملات زیر بخش هایی از کتاب «حق نوشتن» نوشته جولیا کمرون است. حق نوشتن این روزها مثل یک جرعه حیات بخش وقتی که روز به پایان می رسد و ترس و تردید از سر و کولم بالا می رود، تمام تشویش هایم را پاک می کند. برای یک نویسنده تازه کار نوشتن هم لذت بخش است هم ترسنکا. از حق […]

افسانه زمان

در روز هایی که به دنبال وقت و فرصت مناسب برای نوشتن بودم، حقِ نوشتن شوری تازه در دلم ایجاد کرد برای صرفاً نوشتن. بی توجه به اینکه چقدر زمان داریم یا چند خط و صفحه را می توانیم سیاه کنیم. این افسانه که برای خلق کردن باید «زمان» بیشتر داشته باشیم افسانه ای است که ما را از استفاده […]

چرا نثرمان تاب بر می دارد؟

دو سه روزی است که خواندن کتاب حق نوشتن جولیا کمرون را شروع کرده ام. در این مدت افسوس می خورم که ای کاش این کتاب را زودتر یعنی همان وقت هایی که تازه به نوشتن جدی فکر می کردم می خواندم چون به احتمال زیاد سبب می شد برای یادگرفتن نوشتن و شروع آن کم تر به در و […]

درباره اصلاح نوشته

متن زیر بخشی از مصاحبه «ایتالو کالینو» است، با آلفردو باربریس در روزنامه ایل جورنو، که در مقدمه کتاب کمدی های کیهانی آمده است: ممکن است بعد از تمام کردن داستان به نظرم برسد که تمام نشده یا داستانی که باید می نوشتم چیز دیگری بوده، و دوباره بنویسمش یا با ذهنیتی متفاوت شروع به نوشتن داستانی کنم و بعد […]

قدرتِ کلمات

چند روز پیش که داشتم کتاب اعترافات یک قاتل نوشته یوزف روت را می خواندم، در یکی از صفحات، خط های زیر مرا به فکر فرو برد. آن را با شما به اشتراک می گذارم: باید مدت ها می گذشت تا یاد بگیرم کلمات نیرومند تر از کردار ها هستند. هر وقت آن ضرب المثل مشهور را می شنوم خنده […]