چگونه از اهمال کاری سود ببریم؟

اهمال کاری یکی از معضلاتی است که خیلی وقت ها دست به گریبان آدم می شود. برای این مسئله انواع و اقسام راه و روش های رنگین و غیر رنگین مطرح کرده اند و برای توجیه علت وقوعش هزاران دلیل ردیف کرده اند. ولی آخرش چه؟ آیا تنها راه این است که عزممان را جزم کنیم و یک تغییر اساسی […]

گاهی محرومیت به ز پاداش مداوم

گاهی پاداش دادن برای رفع اهمال کاری جواب می دهد، گاهی جواب نمی دهد. اگر قرار بود با پاداش دادن اهمالکاری و تنبلی تمام و کمال برود پی کارش که دنیا گلستان می شد. مسئله اینجاست که هر نسخه ای نه تنها برای همه جواب نمی دهد بلکه حتی برای یک فرد در هر زمانی پاسخگو نیست. گاهی محرومیت بهتر […]

قطره قطره جمع گردد

نوشتن سخت نیست. می دانم که نیست. فقط دلیل این پا پس کشیدن و دست دست کردن را خودم هم نمی فهمم. البته که هر کاری سختی های خودش را دارد ولی آیا سخت بودن دلیلی می شود برای پا پس کشیدن؟ هر کاری سختی دارد. فقط شاید به چشم من و تویی که بیرون از گودیم نیاید. شاید یک […]

از نوشتن تا عمل کردن

دیشب یک تجربه نو داشتم و پایبندی تمام و کمال به اولویت بندی را رعایت کردم. معمولاً یک چک لیست از کارهایی که در روز می خواهم انجام بدهم آماده می کنم ولی اینکه این کارها به چه ترتیبی انجام بگیرند خیلی مشخص نبود. نهایتاً دو سه کار اول تکلیفشان معلوم بود و ما بقی را علی الله جلو می […]

درگیر ساعت نباش

دیشب که برای مشاورم گزارش کار فرستادم از ساعت های ثبت شده جا خورد. گفت: زیاد در بند ساعت نباش. 12:52؟ راستش به گمانم دچار سوء تفاهم شده بود. توضیح دادم که تایمر خودش زمان را برایم محاسبه می کند. ولی فکر کنم قانع نشد. چون توصیه کرد بیشتر درس بخوانم. می دانم منظورش چه بوده. قبلاً ضربه این کار […]

کار های ناتمام را به سرانجام برسانید

یکی از عادت های بدی که انسان بدان گرفتار می شود پشت گوش انداختن کارهاست. «حالا بگذار برای فردا»، «آخر شب حتماً انجامش می دهم»، «کار زیادی ندارد همان لحظه های آخر تمامش می کنم»، «کار زیادی دارد! فرصت زیادی باید برایش گذاشت. بماند تا یک وقت مناسب و مکفی.» آدمیزاد از آن موجوداتی است که ذهن خلّاقی برای در […]

قورباغه و من

کتاب را گذاشتم روی میز. نویسنده با آن لبخند دندان نما، دندان های سفیدِ لمینت شده اش را به رخ می کشید. به ساعت نگاهی انداختم. داشت دیر می شد. سطل را از پای میز بلند کردم و گذاشتم روی میز. سنگین بود و بوی مزخرفی میداد. ترکیبی از بوی جلبک و آبِ مانده. با تکان سطل صدایشا درآمد و […]