سه عنصر در داستان نویسی

بعد از انجام کامل تمرین های فصل پنجم کتاب گفت وگو نویسی، حالا تازه فهمیدم که روایت، حادثه و گفت و گو، چیستند و تا حدی چگونه باید در متن از ترکیبی متعادل از هرسه استفاده کنم. یا اینکه کدام صحنه باید بیشتر از کدام عنصر داشته باشد.

روایت آن چیزی است که بیانگر احوالات و افکار و عواطف شخصیت است.

حادثه اتفاقی است که می افتد، عملی که انجام میشود.

و دست آخرهم گفت و گو کلماتی است که به زبان آورده می شود. ممکن است با شخصی خیالی باشد، با خود باشد یا با شخصی دیگر.

برشی از متن فصل در این باره:

گفت و گو داستان و شخصیت ها را روی صفحه کاغذ زنده می کند، حادثه حرکت در داستان ایجاد می کند و روایت عمق و محتوا به داستان می دهد. گفت و گو کلمات شخصیت ها، حادثه حرکت جسمانی آن ها و روایت افکار شخصیت ها درباره آنچه درو و برشان اتفاق می افتد است که می تواند در قالب مشاهده مکان، شخصیت های دیگر یا افکار ذهنی درباره موقعیت داستان ارائه شود. داستان به هر سه این عناصر-گفت و گو، حادثه و روایت- برای ایجاد احساساتی سه بعدی در خواننده نیاز دارد.

نمونه ای از مثال برای سه عنصر را در زیر می آورم(از بخش تمرین های کتاب):

موقعیت نمونه: شیلا در هواپیما ناگهان متوجه خانمی می شود که چمدانش می افتد و بسته اسکناس های صد دلاری از داخل آن به بیرون می ریزد.

جملات حادثه: شیلا وقتی به خانم و چمدانش و اسکناس های صد دلاری که روی زمین ریخته بود نگاه کرد، دهانش از تعجب باز ماند.

جملات گفت و گو: شیلا گفت:« ای وای خدای من! اجازه بدهید کمکتان کنم خانم…»

جملات روایت: آیا این اجابت شدن دعاهای شیلا بود، معجزه ای که منتظرش بود؟ فقط یکی از بسته های اسکناسش کم می شد و بس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *