داستان را چگونه شروع کنیم؟ | 8 پیشنهاد برای شروع داستان

(این مقاله به مرور تکمیل می‌شود) ۱. میانه بهترین شروع است ۲. مجسمه به درد شروع نمی‌خورد! (با تحرک و پویایی شروع کن) ۳. آن‌ها چه می‌گویند؟ (شروع با دیالوگ) 4. اگر همراهم باشی… (وعدۀ بزرگ) 5. جنایت کجا رخ […]

از در و دیوار بنویسید! | آزادنویسی را از یاد نبر

چه عیبی دارد گاهی از در و دیوار بنویسیم؟ فقط قلم و کاغذ را برداریم و از هرچه که می‌بینیم و احساس می‌کنیم بنویسیم. هرچقدر جزئی‌نگارانه‌تر، بهتر! خوب‌تر خواهد بود که آخروعاقبتش هم فکر نکنیم. فقط بنویسیم و اجازه بدهیم […]

داستان کوتاه، بلند و رمان معمایی | آشنایی با فرم داستان معمایی

می‌دانیم که داستان براساس حجم، یعنی تعداد کلمات یا صفحات به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شود. از داستانک‌هایی که دو سه خط هم نیستند، تا رمان‌های قطوری که چند جلد ادامه پیدا می‌کنند.پاتریشیا های اسمیت، در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های […]

من مثبت بینم!

-غذاتو دوست نداری؟ +چرا. -پس چرا نمی‌خوری؟ +اشتها ندارم. -دوباره چی شده؟ وقتی این‌جوری چشماتو می‌بندی و سرتو می‌اندازی پایین، یعنی باز یه گندی زدی! +تقصیر من نبود. -بازم اخراج؟ +تصمیم گرفتم بالاخره کار تئاتر رو شروع کنم. -نمایشنامه‌نویسی؟ +شاید. […]

به خواننده اعتماد کن | مثل همینگوی جای برداشت آزاد بگذار

جمله را که تمام کردم نگران شدم. از خودم پرسیدم اگر نفهمد منظورم چیست؟ اگر یک چیز دیگر برداشت کند؟ اگر متوجه کنایه‌ام نشود؟ اگر… و همین‌جا بود که ادامه دادم. نوشتن را می‌گویم. زهره را رها کردم تا برای […]

همزاد

فرض کن در یک شب مه‌آلود، صدایی آشنا بشنوی که چهره‌ای آشنا نیز دارد. آن‌قدر آشنا که یادت بیاید همین صبح، آن را در آینه دیده‌ای! فرض کن روزی سروکلۀ یک همزاد پیدا شود. همزادی که نسخۀ کامل و ایده‌آل […]

به جای شرح دادن، حادثه خلق کن | کاراکتر خود را با حادثه معرفی کنید

داستان شرح یک ماجراست که کاراکتری در آن درگیر است. حتی اگر در داستان شما پیرنگ حرف اول را می‌زند و تمرکز اصلی بر کاراکترها نیست، باز هم این تلاش کاراکترها است که داستان را پیش می‌برد. حالا چه به […]