بنویس تا رها شوی از درد ها

به نظرم بهترین راه برای خلاصی از خاطرات آزار دهنده نوشتنشان است و کم نیستند کسانی که از تجربیات سودمندشان در این زمینه گفته اند. سخت است به سختیِ تجربه دوباره شان. ولی سودمند است. اصلا همین که می نویسی اش انگاری از تو جدا […]

افسانۀ زمان

در روزهایی که به دنبال وقت و فرصت مناسب برای نوشتن بودم، حقِ نوشتن شوری تازه در دلم ایجاد کرد برای صرفاً نوشتن. بی‌توجه به اینکه چقدر زمان داریم یا چند خط و صفحه را می‌توانیم سیاه کنیم. این افسانه که برای خلق کردن باید […]

تردیدی که خوره جان می شود

نباید به تردید مهلت داد. اگر بهش وقت بدهی و لی‌لی به لالایش بگذاری رویش زیاد می‌شود. قدم به قدم نزدیک‌تر می‌شود و بعد مثل بختک می‌افتد به جانت و نمی‌گذارد نفست بالا بیاید. خوره جانت می‌شود و دلت را لانه اضطراب می‌کند. بی‌ثبات می‌شوی […]

زمین خوردن ترس دارد

نباید از اشتباه کردن ترسید. اشتباه کردن و اثر بد تولید کردن هیچ ترس ندارد. نه که خودم هیچ نمی‌ترسم! اتفاقاً چون ترس خودم همین است می‌گویم ترس ندارد. به شما می‌گویم بلکه ترس خودم هم بریزد. زمین خوردن درد دارد ترس هم دارد ولی […]

معرفی کتاب: «بهترین داستان های جهان1»

«بهترین داستان های جهان (جلد اول):  قرن‌های ۱۹ و ۲۰ استادان کهن سنت‌گرایان» مجموعه داستان کوتاهی است از نویسندگان سراسر جهان که توسط آقای احمد گلشیری جمع آوری و ترجمه شده اند. این مجموعه شامل پنج جلد است و خواننده در این مجموعه با چهار […]

چرا نثرمان تاب بر می دارد؟

دو سه روزی است که خواندن کتاب حق نوشتن جولیا کمرون را شروع کرده‌ام. در این مدت درحال افسوس خوردنم که ای کاش این کتاب را زودتر یعنی همان وقت‌هایی که تازه به نوشتن جدی فکر می‌کردم، می خواندم چون به احتمال زیاد سبب می‌شد […]