سیزیف

اغلب به این نتیجه می رسم که زندگی ما هم مثل سیزیف است. ما هم محکوم به تکراریم. سیزیف یک اسطوره یونانی است نوشته آلبرکامو نویسنده الجزاریری_فرانسوی تحت همین نام. افسانه سیزیف سیزیف بشری بوده که مرتکب خطایی میشود و خدایان شور میکنند که به چه محکومش کنند؟ دست آخر تصمیمشان را میگیرند. سیزیف باید سنگی بزرگ و سنگین را […]

تهدیدِ رنج

همه ما در طی مسیر زندگی مان ناگزیر با سختی ها و مشکلاتی دست به گریبان میشویم که رنج هایی به همراه دارند. این سختی ها و مشکلات برای هر کسی متفاوت است و بالطبع درک و برداشت هر کس از آنها نیز. هرکسی خاطره ای از رنجی عظیم دارد که به قول آقای شکوری لحظه دارچینی زندگیش است. یک […]

سخت است فراموشی

فرض کن یکدفعه دیگر هیچ کسی تو را نشناسد و به یاد نیاورد یا بدعکس از جا بلند می شوی نه میدانی کیستی نه میدانی که اینجا چه میکنی؟ من هم از فراموش شدن میترسم هم از فراموش کردن از فراموش شدن میترسم چون آن وقت دنیا این حقیقت را نشانم خواهد داد که بود و نبودم هیچ توفیری ندارد […]

زمان می گذرد

زمان چه برق آسا میگذرد و من را وا می نهد به حال خویش او مغرورانه می رود و من منِ پاییز زده ی تنها میمانم  او میرود  بدون توجه به جا ماندگان او می رود و نشاط جوانی مان را هم به یغما میبرد او غارت گری عظیم است قدرتمندی که  کس را یارای مقابله با او نیست هر […]

فرصت

تیک تاک ساعت هشدار گذر ثانیه هایی را می دهد که جوی  دقیقه ها را می سازند و آن ها رود ساعت ها را که میریزند به دریای روز ها. زمان می گذرد و من هنوز منتظر فرصت مناسب… فکر نمی کنم فرصت مناسب همیشه خودش بیاید. به گمانم گاهی باید قلاب ماهی گیری را بیندازم زمین پاچه ها را […]

تاثیر گذار ترین کتاب

یک سوالی هست که می پرسد تاثیر گذار ترین کتاب یا کتاب هایی که خوانده اید کدام ها هستند؟ تصور کن بالای یک تپه مشرف به یک شهر کوچک ایستاده ای. هوا گرگ و میش است و چندان چیزی قابل تشخیص نیست. حالا چراغ های خانه ها و تیر های چراغِ توی خیابان یکی یکی روشن می شوند. حالا کم کمک […]

سفر به آینه

خیره می شوم به چشمانش و در انعکاس تصویر خودم در مردمک های چشم او غرق می شوم. لبخندی می زنم، او نیز. دقیق می شوم در تک تک اعضای صورتش، او نیز. و باز در انعکاسِ بی انتهای تصاویرِ هم غرق می شویم. اون من است و من او. من به شکل اویم، او به شکل من. از آینه […]

آب که از سر گذشت

آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب» به نظرم این ضرب المثل خیلی افسرده وار است یعنی یک وجب با ده وجب فرقی نمی کند؟ وجب به وجب اهمیت دارد! احتمالا آن کسی  که این ضرب المثل را گفته آن قدر در  چاه افسردگی سقوط کرده بوده است که دیگر هیچ روزنه ای به چشمش نمی […]

از رنجی که می بریم

برای اینکه زنده بمانیم و متصل به جهان، به امید و هدف و انگیزه محتاجیم. ولی آیا داشتن امید و هدف کافی است؟ یک نیروی محرک باید باشد که انگیزه ای تولید کند و چرخ حرکتمان را بچرخاند. نیرویی که وادارمان کند به حرکت و به ادامه حیات. به گمانم این نیروی محرکه رنج است. اگر رنج و عذاب و […]

اگر کتاب زبان بگشاید

اگر کتاب زبان بگشاید، گله خواهد کرد از زمانه ما. از اینکه در این زمانه غریب است و تنها که دیگر کسی چندان اهل مطالعه نیست. با آمدن فناوری های نوین و شبکه های اجتماعی، دیگر کمتر کسی قدم در دنیای کتاب ها می گذارد. کتاب ها شکوه خواهند کرد از غریبی شان از متروکه شدن ایستگاه هایی که دیر زمانی […]