یادداشت های من
200 روزی که گذشت

200 روزی که گذشت

  1. امروز دویست امین پست نوشتگاه را می گذارم. می دانم که دویست تایش پشت بند هم نبوده ولی هرچه گذشته به طور میانگین فاصله شان کم تر شده. دلم را خوش کردم به اینکه کمیت کیفیت می آورد و خودم را مجبور کردم به اینکه بنویسم و بنویسم. و خوب بالاخره به قول دارن هاردی اثر مرکب عمل کرد. تا حدی غل و غش نوشتنم کم شده و دستم راحت تر به نوشتن می رود و کمال گرا و ایراد گیر و نق نقوی درونم کم تر می ریزند روی سرم تا جانم را به لب برسانند.
  2. برای رسیدن به این عدد دویست خیلی انتظار کشیدم. می دانم ،یعنی امید وارم، روزی این عدد به چهارصد، هشتصد و شاید هم هزار و خورده ای برسد و آن عدد دویست و شور و شوقِ پشتش از یادم برود. ولی الان در این روز این عدد برایم موفقیت بزرگی است.
  3. تا به حال اینقدر پای کاری نایستاده بودم. حتی برای کنکور! شاید این مدخلی باشد برای ثابت قدمی هایِ دیگر در ابعاد و مراحل دیگر، برای اهداف دیگر.
  4. نوشتن و هر روز نوشتن آگاهی ام را نسبت به خودم و اطرافم و آدم های دور و برم بیشتر کرد. یاد گرفتم نشخوار هایم را تخلیه کنم و به جای تصمیم های شتاب زده، اوّل در موردشان بنویسم. سبک سنگینشان کنم و حتی گاهی دادگاه عقاید به راه بیندازم.
  5. روزانه نوشتن و وبلاگ نویسی فصلی جدید بود در زندگی ام. فصلی جدید که در کمتر از یک سال بیش از یک سال باعث رشدم شد.
  6. شاید دانشجوی نمونه ای نباشم و آنقدر ها هم اعمالم به کمال نزدیک نباشد ولی از نوشتن آموختم که همیشه می توان بهتر شد.
  7. شاید روزی این نوشتن ها و تلاش ها ثمره بدهد و من بشوم نویسنده کودک و نوجوان یا نمایشنامه نویسی که به ژانر جنایی علاقه مند است. شاید هم روزگار میان من و قلم فاصله بیندازد.
  8. در این روز مبارک:) می خواهم با خودم عهد ببندم که حتی اگر در بر بیان هم گیر افتاده بودم حتی شده روی تخته سنگ ها، یادداشت بنویسم!

2 نظرات در مورد “200 روزی که گذشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *