داستان کوتاه
یک داستانک مرغی 2

یک داستانک مرغی 2

مرغ شمارۀ ۲ پلاستیک زباله را که گوشۀ باغچه بود پیش کشید و شروع کرد به نوک زدن. مرغ شمارۀ ۱ قدقدایش بلند شد و هوار کشید: داری چیکار می‌کنی؟

مرغ شمارۀ ۲ بی‌تفاوت به نوک زدن ادامه داد و پلاستیک را پاره کرد. آشغال‌ها کمی ریختند بیرون و مشغول خوردن شد.

مرغ شمارۀ ۱ باز هوار کشید: با توام.

مرغ شمارۀ ۲ آهی کشید و گفت: چیه؟

-چرا همچین می‌کنی؟

+چی‌کار کردم مگه؟

-چرا داری آشغال می‌خوری؟

+مگه غذاهای دیگه رو از کجا میارن می‌ریزن برامون؟

-خجالت نمی‌کشی یکی بیاد ببینه؟

+انگاری یادت رفته که ما مرغیم؟!

قد قد مرغ شمارۀ ۱ در گلویش خفه شد.

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *