کنسرت

جیمز هادسن تیلرمی گوید:

نخست ابزار موسیقی را درست کنید، سپس کنسرت ترتیب بدهید.

راست می گوید. خیلی وقت ها چنان تحت تاثیر جوی که گرفتتمان ملتهب و آشفته ایم که نمیدانیم حتی درست داریم چه میکنیم. 

هنوز نه به بار است و نه به دار ولی ما همه جا را پر کرده ایم از رخدادی که حتی هنوز مهمات و ملزوماتش را تدارک ندیده ایم.

جلو جلو قبرش را میکنیم و حساب و کتاب ها میکنیم و کل بنای آینده را می سازیم و میرود.

و بعد وقتی که همه چیز به هم میخورد چقدر زیر بار آن فشار له میشویم.

هم فشار اطرافیان فشار نگاه هایشلن و حرف هایشان و فشار آینده به فنا رفته ای که تا به آن روز ثانیه به ثانیه اش را زیشته بودم و نقشه ها کشیده بودیم برایش

به شوقش پرشی بلند میزنم و بعد

با کله سقوط میکنیم

مثل بازی مار و پله همان وقت که خیال میکنیم برنده ایم یکهو عدد تاسمان ما را میرساند به دهان ماری بلند بالا تا ما را نیش بزند و بعد لیز بخوریم و سقوط کنیم به قعر جدول

ولی خوب نباید ناراحت شد

نباید زانوی غم به بغل گرفت

بالاخره زمین خوردن هم بخشی از فرایند آموختن است.

تا زمین نخوریم راه و رسم راه رفتن را نمی آموزیم.

زمین خوردن اجتناب ناپذیر است ولی باز برخاستن شهامت زیادی میخواهد

اگر زمین خورده ای هیچ عیبی ندارد ولی اگر هیچ گاه بلند نشوی آن وقت تمام زندگی ات را باخته ای.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *