داستان نویسی
کنایۀ دراماتیک چیست؟ | چگونه به این‌جا رسیدی؟

کنایۀ دراماتیک چیست؟ | چگونه به این‌جا رسیدی؟

یکی از راه‌هایی که کمک می‌کند تا کنجکاوی مخاطب را تحریک کنیم و او را جذب داستان کنیم، استفاده از کنایۀ دراماتیک است.

در کنایۀ دراماتیک مخاطب بیشتر از شخصیت‌ها می‌داند. مخاطب می‌داند که ته این راه به کجا می‌رسد و چه عاقبتی پشت این در بسته، انتظار آن کاراکتر را می‌کشد. درست شبیه به داستان‌های ترسناک. ما می‌دانیم یک جانی، یا یک نیروی شرور و قدرتمند، پشت در نشسته تا قربانی بگیرد و کاراکتر از همه جا بی‌خبر صاف می‌رود سراغ همان در و بازش می‌کند.

کنایۀ دراماتیک در وهلۀ اول از طریق نگرانیِ صِرف، توجه را جلب می‌کند و هرگونه کنجکاوی دربارۀ حقایق و عواقب را کنار می‌گذارد. روایت این داستان‌ها از آخر شروع می‌شود و عاقبت کار را عمداً لو می‌دهند. زیرا وقتی بیننده به چنان برتری خداگونه‌ای می‌رسد که قبل از اینکه حادثه‌ای رخ بدهد از آن مطلع می‌شود، تجربۀ عاطفی متفاوتی را از سر می‌گذراند. اگر ما در داستان‌های تعلیق‌دار درمورد نتیجه و سلامتی شخصیت مضطرب می‌شویم، در کنایۀ دراماتیک اضطراب جایش را به ترس می‌دهد. ترس از لحظه‌ای که کاراکتر شروع به کشف آن چیزی می‌کند که ما از پیش می‌دانستیم. آخر ما دلمان برای کسی که به سمت فاجعه می‌رود، می‌سوزد.

فرقی نمی‌کند در چه ژانری می‌نویسی یا از چه شیوۀ روایتی استفاده می‌کنی، همیشه می‌شود از این فن استفاده کرد. البته که چرایی باید برای مخاطب مهم باشد. چرا به اینجا رسید؟ چه شد که به اینجا رسید؟ و آن چگونگی و چرایی، آن‌قدر جذاب باشد که بار جذب مخاطب را به دوش بکشد.

در ادامه بخوانید:

داستان وارونه | من می‌دانم قاتل کیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.