کلمۀ سالِ من «آگاهی»

بالأخره بعد از کلی تفکر و تأمل، کلمۀ سالم را برگزیدم. کلمۀ سال قرار است کلمه‌ای باشد برای تمام سالی که در پیش‌رو دارم. کلمه‌ای که هر بار چشمم به جمالش روشن شد یادم بیفتد که قرار است در این سال چه کنم.

کلمۀ آگاهی را انتخاب کرده‌ام. شاید انتخابش به این خاطر بود که کلمۀ ذهن‌آگاهی چند وقتی است گوشۀ ذهنم لانه کرده. پرسشنامه‌ای که باید برای درس آزمون‌های روانی تهیه‌اش می‌کردم. به هر حال چیزی بهتر از آگاهی به ذهنم نرسید.

آگاهی را به عنوان کلمۀ سالم منصوب می‌کنم تا یادم بماند که در این سال رسالت خویش را کسب آگاهی می‌دانم. در شرف آخرین سال تحصیلی‌ام، یک ساله شدن جدی نوشتن و روزانه نویسی، بیشتر از هر وقت دیگری افزایش آگاهی را برای خودم لازم می‌دانم.

درست است که آدمی باید در راه کسب و افزایش آگاهی‌اش بکوشد، ولی حالا که به هیئت نویسندگی درآمده‌ام و خودم را در زمرۀ نویسندگان حساب می‌کنم، باید بیشتر از هر وقت دیگری به آگاهی‌ام بیفزایم.

به نظرم اول از هر چیزی باید آگاهی خودم از خودم را سر لوحۀ کارم قرار بدهم. چون گمان نمی‌کنم کسی که در پیچ و خم‌های شناخت خودش گیر کرده باشد، بتواند دستگیر دیگران شود.

پس سعی می‌کنم ببینم و بشنوم و بخوانم و بخوانم و بنویسم و بنویسم، تا بلکه آگاهی‌ام نسبت به خودم، جهان و آدم‌هایش بیشتر شود. آن وقت شاید نوشته‌هایم رنگ و بوی پختگی به خودشان بگیرند و از خامی‌شان کاسته شود.

برچسب ها:

3 نظرات در مورد “کلمۀ سالِ من «آگاهی»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *