اهمال‌کاری
چگونه بدون اهمال‌کاری درس بخوانیم؟

چگونه بدون اهمال‌کاری درس بخوانیم؟

احتمالاً برای شما نیز پیش آمده که درس خواندن خصوصاً در ایام امتحانات به کاری سخت و دشوار تبدیل شود. در این مواقع ما هر کاری می‌کنیم غیر از درس خواندن. در واقع از درس خواندن طفره می‌رویم و اهمال‌کاری می‌کنیم.

چرا اهمال‌کاری می‌کنیم؟

خوب است که ابتدا نظری به تعریف اهمال‌کاری بیندازیم:

در کلام ساده اهمال‌کاری یعنی اینکه ما به جای پراختن به کار مهم برویم سراغ کاری که کمتر مهم است و یا اصلاً مهم نیست.

خب پس اهمال‌کاری در درس خواندن یعنی اینکه ما به جای درس خواندن، به کار‌های دیگر بپردازیم. در صورتی که باید در آن زمان درس را در صدر اولویت‌هایمان قرار بدهیم.

اهمال‌کاری معمولاً دلایل و ریشه‌هایی دارد که زمینه را برای اهمال‌کاری مهیا می‌کنند. با شناخت و بررسی این ریشه‌ها می‌توان راه مناسب برای حل این مشکل را یافت.

علاقه‌ای به این درس ندارم

داشتن علاقه یکی از مهم‌ترین تقویت کننده‌های انگیزه است. گاهی مشکل به همین سادگی است. هیچ علاقه‌ای به آن درس نداریم، پس هیچ میلی هم به خواندنش و سختی کشیدن بابت آن نداریم. البته گاهی هم عدم علاقه معطوف به دبیر یا استاد آن درس است. مثلاً من سال سوم چندان میانه خوبی با دبیر درس هندسه2 نداشتم. همین موضوع باعث می‌شد که سر کلاس‌هایش یا هر زمانی که با هندسه مواجه می‌شدم، ذهنم مقاومت شدیدی به خرج بدهد.

برای حل این مشکل می‌توانیم هدفی دیگر را نشانه بگیریم یا کمی زاویه دیدمان را تغییر بدهیم. می‌توانیم هدف را از درس دور کنیم، یعنی به جای اینکه هدفمان مستقیماً آن درس باشد هدفی دیگر را جایگزین کنیم که دست‌یابی به آن مستلزم پرداختن به آن درس باشد. در این زمینه پاداش دادن می‌تواند به خوبی تاثیر گذار باشد. برای مثال دیدن یک فیلم یا خرید یک کتاب (در اصل هرچیزی که شما را حسابی سر ذوق می‌آورد) را مشروط کنید به گذراندن موفقیّت‌آمیز آن درس.

معمولاً پاداش، که در واقع یک منبع انگیزه بیرونی است، می‌تواند در رفع آن عدم علاقه موثر باشد.

کمال‌گرایِ بد‌ذات

گاهی کار کارِ کمال‌گراست. کمال‌گرایی یعنی میل به کامل بودن. میل به بی‌عیب و نقص بودن. درست است که کمال‌گرایی در کنار مسئولیت پذیری می‌تواند اتّفاق‌های خوبی را رقم بزند ولی همیشه این اتفاق نمی‌افتد. اصلاً خیلی وقت‌ها افت تحصیلی به خاطر همین کمال‌گراییِ بیش از حد است.

نشخوارها و افکارِ خودتخریبی زیاد می‌شود، روی صدم‌ها حساس می‌شویم، مدام در اضطرابیم که نکند کامل نباشم؟ نکند نمره کامل را نگیرم؟ نکند مسخره ام کنند؟ بگویند که تنبلم یا خنگ یا هیچ تلاشی نکرده‌ام؟

بعد از مدتی این نشخوارها آدم را از پا می‌اندازند. وقتی که بیش از حد تواناییت از خودت انتظار داری و می‌بینی که به آن سرحد کمال نمی‌رسی، حس شرم و ناکامی حسابی اوج می‌گیرد.

به نظر خیلی‌ها اهمال‌کاری یک سبک زندگی معیوب است. در واقع فرد هیچ هم تنبل یا بی‌مسئولیت نیست. فقط می‌ترسد. ترس این‌که نکند خوب پیش نرود و به موفقیّت کامل نرسد باعث می‌شود دست‌دست کند و یا اصلاً هیچ کاری نکند.

بعضی‌ها از سرِ ترسِ زیاد است که ککشان هم نمی‌گزد و خودشان را می‌زنند به بی‌خیالی. اتفاقاً این افراد خیلی کمال‌گرایند امّا کمال‌گرایی باعث شده دست از تلاش بکشند. در واقع اهمال‌کاری برای این افراد پوششی است بر ترسشان از شکست خوردن.

خیلی وقت‌ها ما با شخصی روبرو می‌شویم که هوش سرشاری دارد، ولی از لحاظ تحصیلی در سطح پایینی است و این‌جاست که ما اثر کمال‌گرایی را به وضوح می‌بینیم. انتظار شخص و اطرافیانش آنقدر بالا می‌رود که فقط بهترین و بالاترین نتیجه‌ها راضی‌شان می‌کند. این افراد معمولاً سطح بالایی از اضطراب را تجربه می‌کنند و کوچکترین ناکامی تاثیر عمیقی بر آن‌ها می‌گذارد. به طوری که بعد از مدتی دست از تلاش می‌کشند.

درمان کمال‌گرایی فرایندی زمان‌بر و سخت است. در این زمینه کتاب «چگونه کمال‌گرا نباشیم» نوشته «استفان گایز» را پیشنهاد می‌کنم. با مطالعه این کتاب و به کار بستن تمرین‌ها و راهکارها غلبه به کمال‌گرایی آسان‌تر می‌شود و مسیر پیش رویمان روشن‌تر.

اضطرابی بی‌امان

اضطراب و ترس به هم نزدیکند. هرچند ترس به خاطر یک خطر واقعی است و اضطراب حاصل یک خطر مبهم. نمی‌دانیم اصلاً خطر چندانی دارد یا نه، ولی یک ترس ریزی در ما اضطراب تولید می‌کند.

خوب حالا ریشه‌های این ترس و اضطراب کجاست؟ خیلی وقت‌ها ترس‌هایمان هیچ ریشه‌ای در واقعیّت ندارند. خب گاهی نتیجۀ یک آزمون خیلی مهم و حیاتی می‌شود، ولی به هرحال آیا برای عدم موفقیّت ما را به دار خواهند آویخت؟ غالباً فرصت مجدد در اختیار هست. نه که بی‌خیال باشیم و هیچ اهمیّتی ندهیم، ولی حساس شدن زیادی و به قول قدیمی‌ها متّه به خشخاش گذاشتن نه تنها کاری را از پیش نمی‌برد بلکه کار را سخت‌تر هم می‌کند.

اضطراب یکی از عواملی است که روی عملکردهای ذهنی تاثیر عمیقی می‌گذارد. استرسورها با فعّال کردن سیستم سمپاتیک (خودمختار) و قرار گرفتن در حالت ستیز و گریز به عدم تمرکز دامن می‌زنند.

تپش قلب نامنظم و یا سریع و حالت تهوع‌های طولانی مدت می‌توانند از علائم اضطراب مزمن باشند. البته که داشتن اضطراب در ایّام امتحانات و خصوصاً شب امتحان و سر جلسه تا حدی عادی است. ولی اگر این اضطراب طولانی مدت و شدید باشد، تاثیرات مخربی روی ذهن و سیستم ایمنی و دیگر ابعاد سلامتی به جا می‌گذارد.

برای کنترل اضطراب راه و روش‌های گوناگونی مطرح شده. به نظر من بهترین روش مراقبه است. نوشتن هم می‌تواند تأثیر خوبی داشته باشد. از عامل و ریشۀ ترس یا اضطرابتان بنویسید. سعی کنید به یاد بیاورید که اولین بار چه زمانی این ترس شروع شد و چرا؟ کمی این ترستان را بسنجید. چقدر معقول است؟ نوشتن لیست نتایج هم موثر است. خب اگر من این امتحان را خراب کنم چه چیزهایی از دست می‌دهم؟ اگر موفق بشوم چه چیزهایی کسب می‌کنم؟ تهیه لیست دستاوردها حتی می‌تواند باعث ایجاد انگیزه و رغبت برای ادامه دادن هم بشود.

نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم؟

داشتن تصویر ذهنی صحیح از مسیر اهمیّت زیادی دارد. گاهی مشکل اساسی این است که نمی‌دانیم آن کار را چطور باید انجام داد. شیوۀ صحیح مطالعه و یا تست‌زنی را نمی‌دانیم.

معمولاً در آغاز سال تحصیلی جدید و خصوصاً ورود به پایۀ جدید، ما با درس‌هایی مواجه می‌شویم که نمی‌دانیم شیوه صحیح مطالعه‌شان چگونه است یا به چه شکل از آن‌ها امتحان گرفته می‌شود و همین امر باعث اُفتِ ما و کاهش انگیزه و رغبت برای مطالعۀ آن درس می‌شود.

آیا تصویر ذهنی شما صحیح است؟

آیا درسی که پیش رو دارید به نظرتان سخت است و نمی‌توانید از پسش بربیایید؟ چه چیزی باعث می‌شود که چنین فکری کنید؟

معمولاً تجربه‌های قبلیِ ناخوشایند باعث می‌شوند که چنین افکاری در ذهنمان تثبیت شوند. «من در این درس خنگم»، «همیشه در ریاضیات ضعیف بوده ام»، «هیچ وقت هیچ چیزی از این معادله‌ها نفهمیده‌ام و نخواهم فهمید»، «این آرایه‌ها همه‌شان مزخرفند». چنین گزاره‌هایی و گزاره‌های مشابه معمولاً منجر به مقاومت ذهنی می‌شوند و در تلاش‌های بعدی همچنان عملکردمان را در سطح پایینی نگه می‌دارند. قرار نیست که با یکبار شکست، همیشه در آن درس ضعیف بمانیم. اصلاً گیریم که شما سال‌هاست با این درس مشکل دارید، آیا وقت آن نرسیده که کمی نگاهتان را به ماجرا عوض کنید؟ شاید الان زمان آن رسیده باشد که بتوانید از پس آن بربیایید.

البته مشکلی که در این زمینه هست این است که انتظار داریم با دوبار خواندن و حل چهار دانه نمونۀ سوال، به خوبی روی درس مسلّط شویم و یادمان می‌رود برای تسلط یافتن باید مدت زمانی نسبتاً طولانی را به آن امر اختصاص بدهیم. تسلط یک شبه، آن هم شب امتحان، به دست نمی‌آید.

مثال هندسه2 را که بالاتر نقل کردم یادتان هست؟ با اینکه با دبیرش آبم توی یک جوی نمی‌رفت اما کتاب هندسه از دستم نمی‌افتاد. اینقدر با تصویر ذهنی و ترس‌هایم جنگیدم و اینقدر به تمرین کردن ادامه دادم تا اینکه بالاخره امتحان پایانی‌اش را به سلامت گذراندم. سخت بود ولی غیر ممکن نبود. تنها رمز و رازی که در میان بود مقاومت بود و مداومت.

زمان بسیار است

یک قانونی هست به نام قانون پارکینسون. اصل حرفش این است که ذهنمان تمایل دارد تا آخرین زمانی که می‌تواند کار را عقب بیندازد. «حالا تا آن موقع خیلی مانده»، «یک ماه وقت دارم»، «حالا کو تا یک سال دیگر؟». این افکار و افکار مشابه ما را مدام عقب می‌اندازد. برای رفع این مشکل می‌توانید ضرب العجل‌های مصنوعی برای خودتان بسازید. خب یک ماه وقت دارید ولی یک هفته‌ای می‌توانید کار را تمام کنید. پس زمان را برای یک هفته دیگر در تقویم علامت بزنید و به خودتان تلقین کنید که یک هفته بیشتر وقت ندارید.

اصلاً همین تقویم وسیله خوبی است برای جلوگیری از به تعویق انداختن کارها. ذهنِ ما خودش سخت می‌تواند همین‌طوری تصور کند که تا هفته دیگر دقیقاً چقدر وقت داریم. هر روز که می‌گذرد او به خیالش هنوز یک هفته وقت دارد و روز آخر تازه از خواب غفلت بیدار می‌شود. یک تقویم رومیزی یا دیواری می‌تواند به ما کمک کند که به عینه روزهای باقی مانده را ببینیم و هر باری که یک خانه به جلو می‌رویم یک شوک ریزی به ذهنمان وارد می کند تا کمتر دست‌دست کند.

عوامل تشدید کننده

بعضی عوامل به اهمال کاری دامن می‌زنند و زمینه را مهیا می‌کنند. این عوامل مستقیماً باعث اهمال کاری نمی‌شوند ولی معمولاً دستاویزی می‌شوند برای اهمال‌کاری.

محیطِ نامساعد

دسته ای از این عوامل در واقع پارازیت‌های محیط اطراف هستند. از صدای تلوزیون و شلوغیِ کوچه تا وسوسۀ چک کردن شبکه‌های مجازی و احساس گرسنگی. طیف این پارازیت‌ها حسابی گسترده است. این‌ها بهانه و فرصتی هستند برای در رفتن از زیر بار درس و پرداختن به کارهای لذت بخش اما غیرمهم.

رفع کردن این پارازیت‌ها نسبتاً ساده است. درِ اتاق را ببندید تا صدای تلوزیون کمتر بشود. آفلاین باشید و گوشی را بگذارید روی سایلنت. اصلاً خاموشش کنید.

در اصل باید مسیر این امواج را مسدود کرد. در این زمینه به همکاری و مشارکت دیگر اعضای خانواده نیازمندیدم. ممکن است بگویید که «در این خانه هیچ کس مراعات حال مرا نمی‌کند»، برای حل این مسئله باید از بقیه درخواست کنید که همکاری کنند. وقتی که چندین بار درخواست‌تان را مطرح کنید و آن‌ها هم ببینند که شما واقعاً چسبیده‌اید به درستان، به مرور آن‌ها هم بیشتر مراعات حالتان را می‌کنند. به هر حال اگر هیچ جوره نتوانستید فضای خانه را برای درس خواندن مهیّا کنید، محیط‌تان را تغییر بدهید. گاهی می‌شود رفت روی پشت‌بام، توی راه پله، توی حیاط یا انباری. اگر کتابخانه‌ای با سالن مطالعه در نزدیکی محل سکونت شما وجود دارد یک گزینۀ خوب است. البته به شرطی که بیشتر از دیدزدن بقیّه یا چرخیدن در محوطه و میان قفسه‌ها، درس بخوانید.

دمای اتاق، میزان نور ورودی، جای نشستن‌تان، اسباب و وسایلی که در دسترستان است و کلی عامل دیگر می‌توانند مانع کار شوند. پس تا می‌توانید دمِ دستتان را خلوت کنید و فقط وسایلی که نیاز دارید را کنار دستتان بگذارید.

ذهنتان را شرطی کنید

بعضی وقت‌ها مشکل این است که درس خواندن بیشتر از هر داروی خواب‌آوری می‌تواند ما را به خوابی عمیق فرو ببرد. چاره چیست؟ اگر کمی دقت کنید متوجه می‌شوید که شما هر جایی و در هر حالتی درس می‌خوانید. این کار اشتباه است. وقتی که کفِ اتاق دراز می‌کشید و بالشتی هم همان نزدیکی‌ها چشمک می‌زند معلوم است که خوابتان می‌گیرد. یا بعضی افراد عادت دارند که روی تخت یا توی رختخواب‌شان درس بخوانند. حالا یا تازه بیدار شده‌اند یا قصد خوابیدن دارند. ذهنتان آموخته که این مکان‌ها برای خوابیدن است. پس وقتی که در این شرایط قرارش می‌دهید، کرکره را می‌کشد پایین و آمادۀ به خواب رفتن می‌شود.

علّت خیلی از بدخوابی‌ها یا بی‌خوابی‌ها هم همین است. عادت کرده‌ایم توی جا فیلم ببینیم، کتاب بخوانیم، برای تشدید خواب‌آلودگی درس بخوانیم و هزاران کار دیگر، به جز خوابیدن.

تنها راه حل این است که ذهنتان را شرطی کنید. برای درس خواندن فقط این گوشه از اتاق، لااقل فقط در حالت‌های نشسته. چون دراز کشیدن خودش حالت خوابیدن را به ذهن القا می‌کند. تازه برای سلامت ستون فقرات و مهره‌های گردنتان هم ضرر دارد.

البته که انتظار نداریم جلوی تلوزیون، یا توی آشپزخانه وسط دست و پای دیگران بشود درس خواند! پس جای مخصوصی برای درس خواندن‌تان دست‌وپا کنید و سعی کنید تا حد امکان فقط در این مکان درس بخوانید. آن جا نه بخوابید، نه گوشی‌تان را چک کنید، نه غذا بخورید و نه چیز دیگری. فقط کارهایی را انجام بدهید که به دقّت و توجّه نیاز دارند.

در ضمن زمان هم مهم است. اینکه عادت کنید در یک زمان مشخصی به درس‌هایتان بپردازید به بیشتر کردن تمرکز و توجّه ذهنی‌تان کمک می‌کند. اگر قرار باشد یک‌بار شب درس بخوانید و یک‌بار ظهر، ذهنتان همچنان به مقاومت‌های خودش ادامه می‌دهد.

شاید بگویید که «زمانم پر است و نمی‌توانم هر وقت که دوست داشتم درس بخوانم.» خب ما هم نگفتیم هر وقت که دلتان خواست درس بخوانید. اتفاقاً اختصاص دادن زمان خاص به درس خواندن هم ذهنتان را منظم می‌کند، که در این ساعات خواب و هرچه فکر دیگر است بریزد دور، و هم اینکه به برنامه‌هایتان نظم بیشتری می‌دهد و احتمال اهمال‌کاری را نیز کاهش می‌دهد.

پس حسابی روی شرطی کردن ذهنتان کار کنید.

این حس کاذب است

حتماً برای شما هم پیش آمده است که در حین درس خواندن مدام ضعف کنید و دلتان بخواهد بروید یخچال را برای بار صدم چک کنید. اگر معده‌تان قاروقور نمی‌کند و احساس ضعف جدی به شما دست نداده، این احساس را نادیده بگیرید. به این احساس می‌گویند گرسنگی کاذب. فقط یک حربه است. مثل همان احساس خواب‌آلودگی. باید کمی مقاومت کنید. در ضمن سعی کنید وسط درس خواندن هم چیزی نخورید. زمان استراحت برای همین کارهاست دیگر. این‌طوری ذهنتان هم یاد می‌گیرد که اینقدر پیام‌های گرسنگی ارسال نکند.

راستی دمِ دستتان همیشه آب بگذارید. هر وقت این احساس گرسنگی کاذب به سراغم می‌آید با یک قلپ آب گولش میزنم. این احساس فقط می‌خواهد ما را از سر درس بلند کند. فقط یک احساس مقاومت است. درست مثل همان وقت‌ها که بچه بودیم و می‌خواستیم خودمان را به خواب بزنیم و دقیقاً همان وقت یک گوشۀ دور از دسترس بدنمان شروع می‌کرد به خاریدن. در واقع بدنمان در مقابل بی‌تحرک ماندن مقاومت می‌کرد. این هم همان است. منتها به شکل گرسنگی یا خواب‌آلودگی. زیاد جدی‌اش نگیرید.

اگر خسته‌اید

گاه مشکل به همین سادگی است. در آن زمان ما خسته‌ایم. هم جسم‌مان و هم ذهنمان. تازه امتحان داده‌اید، شاغلید یا خانه‌دار یا هر دو، و یا هر علت دیگری. به هرحال الان ذهنتان و جسم‌تان خسته‌تر از آنند که به حرف شما گوش بدهند. در این شرایط بهتر است قبل از هرکاری کمی استراحت کنید. البته چک کردن شبکه‌های مجازی و کانال‌های تلوزیون و از این دست فعالیت‌ها حقیقتاً استراحت به حساب نمی‌آیند، پس کمی چشمانتان را ببندید و زمان سنج را کوک کنید و با کمی چرت زدن خستگی‌تان را رفع کنید.

یکسری فنِّ ریز

همانطور که کلی بهانه را می‌شود دستاویز اهمال‌کاری قرار داد، می‌توان به کمک یکسری بهانه‌ها و ترفندها جلوی اهمال‌کاری را گرفت.

مقاومت در برابر مقاومت

شروع هر کاری اولش سخت است. بعد که موتورتان گرم بشود سختی‌اش کمتر به چشم می‌آید. فقط باید در مقابل آن مقاومت‌های ابتدایی مقاومت کنید.

آخر ما که می‌دانیم آش کشک خاله است، پس چرا همین الان انجامش ندهیم؟

به تعویق انداختن دردی را دوا نمی‌کند. فردا هم به اندازه امروز احتمال به تعویق انداختن کار وجود دارد. به جای اینکه منتظر رند شدن ساعت و تاریخ و روز باشی بهتر است بلند شوی و کار را تمام کنی.

من یک دانشجویم، می‌دانم که درس خواندن خصوصاً در ایام امتحانات می‌تواند مصیبتی باشد برای خودش، ولی وقتی می‌توانیم از پسش بربیاییم و از شرش خلاص شویم، چرا کشش بدهیم و بگذاریم که برای مدت طولانی‌تری فکرش عذابمان بدهد؟

لازمۀ کار کمی مقاومت کردن است و پای کار ماندن.

بهانه‌ای به نام شوق

وسایل نو همیشه ذوق خاصی در آدم ایجاد می‌کنند. خریدن یک کتاب جدید یا لوازم التحریر معمولاً آدم را سر شوق می‌آورند تا از این وسیله‌ها استفاده بکنید. از این شوق‌های کوچک می‌شود به نفع مقابله با اهمال‌کاری استفاده کرد.

حتّی ایجاد تغییراتی در محیط هم می‌تواند آدم را سرحال بیاورد. کمی کتاب‌هایتان را مرتب کنید، جای میز یا نشستن‌تان را تغییر بدهید. ولی حواستان باشد که این کارها بهانۀ دست اهمال‌کاری نشوند.

اگر بیش از حد سرتان گرمِ کارهای ریز و درشت دیگر شد، بدانید و آگاه باشید که باید گوش خودتان را بکشید و برگردید سر درس خواندن.

مشخص کردن اولویت، زمان و حجم

اگر انتظار کسب یک نتیجۀ خوب از امتحاناتتان دارید باید یک تغییری در اولویت‌هایتان بدهید. اگر درس را در اولویت اول قرار نمی‌دهید لااقل دیگر در اولویت آخر قرار ندهید.

خصوصاً در مورد آزمون‌هایی که فرجه‌های طولانیِ چند ماهه دارند رعایت اولویت‌ها در برنامه خیلی مهم است. قرار است مدت زمانی طولانی را صرف درس خواندن بکنید، پس باید حساب زمان‌تان را داشته باشید. نمی‌شود در این جور مواقع منتظر حالِ مناسب شد چون خیلی کم رُخ نشان می‌دهد.

خوب است که در برنامه‌تان یک جای مخصوص و نسبتاً ثابت برای درس خواندن باز کنید. حالا این برنامه می‌تواند ماهانه، هفتگی و یا روزانه باشد. به هر حال اختصاص دادن زمان و حجم مشخص برای هر درس، برنامه‌هایتان را هدفمندتر می‌کند. بعد از اینکه اهمیت آن درس را مشخص کردید، زمان مشخص و نسبتاً ثابتی برایش در نظر گرفتید و حجم روزانه مطالعه را هم در برنامه جای دادید کمی بیشتر کار را برای اهمال‌کاری سخت می‌کنید.

تعهّد بدهید

وقتی که بدانیم ناظری هست که بر کارمان نظارت می‌کند معمولاً کمتر از زیر کار در می‌رویم. وجدانمان کمی از خواب بیدار می‌شود و احساس مسئولیت‌مان به جوشش می‌افتد. پس دادن تعهد به کسی بابت نتیجه یا فرایند درس خواندن می‌تواند کمی از طفره رفتن‌هایمان بکاهد. بالاخره یک کسی منتظر است. زشت نیست خودمان را یک تنبلِ بی‌مسئولیت نشان بدهیم؟!

داشتنِ یک همراه

اینکه یک یار و همکار در این مسیر داشته باشید خوب است. البته به شرطی که درس بخوانید و باعث جلو رفتن همدیگر بشوید.

در زمان دبیرستان یک دوستی داشتم که هربار می‌رفتیم کتابخانه یا در زنگ تفریح سر و کله‌اش پیدا می‌شد هر کاری می‌کرد تا من را از درس خواندن بیندازد. راستش هیچ دوستی به جز او نداشتم، پس کارهایش را تحمل می‌کردم. ولی خب تحمّل آدم هم حدی دارد. نمی‌شود که آینده‌ات را فدای یک دوست ناباب کنی! این بود که دوستی‌مان از هم پاشید و در کمال تعجّب دوستانی پیدا کردم خوب‌تر از خوب. پس حتی اگر قرار است تنها بمانید دوستانی که سد راه هستند را لطفاً کنار بگذارید.

آدمی به همنشینانش شباهت پیدا می‌کند. پس بهتر است بروید سراغ افرادی که برایتان الگو و انگیزه‌اند نه کسانی که سطحشان از شما خیلی پایین‌تر است. چون این افراد باعث درجا زدن می‌شوند. با خودت می‌گویی «من که از فلانی بهترم پس چرا خودم را زجر بدهم؟» و اینگونه می‌شود که به جای بالا رفتن از پلّه‌های موفقیّت چهارتا یکی سُر می‌خوری پایین.

 البتّه اگر شما منبع الهام این افراد باشید و خودشان هم راه بیایند چه از این بهتر. ولی اگر اهمال‌کارانِ خوش گذرانی هستند که از ته جدول بودن لذت می‌برند، آن‌ها را با لذت‌هایشان تنها بگذارید.

معجزه‌ای به نام خرده عادت‌ها

خیلی وقت‌ها حجم کار ما را می‌ترساند. خرده عادت‌ها یک شیوه بی‌نظیر برای این تکالیف است. هرچند کمی زمان‌بر است ولی حتی می‌شود در بازه‌های کوتاه مدت هم از آن سود جست.

برای شروع خرده عادت‌ها فقط کافی است درس مربوطه را به قطعاتی نسبتاً مساوی تقسیم نمایید و هر روز یا در هر بخش از برنامه‌تان یک لقمه را دست بگیرید.

خرده عادت‌ها زاویه دید و تصویر نهایی را کمی کوچک‌تر می‌کنند و از رعب و وحشتی که حجم درس به دلمان می‌اندازد کم می‌کند.

البته یادمان باشد که این روش زمانی جواب می‌دهد که ما تمام بخش‌ها را در وقت خودش انجام بدهیم و همان لقمه‌ها را هم به تعویق نیندازیم. وگرنه اوضاع می‌شود همان آش و همان کاسه‌ای که بود.

گاهی هم مشکل از این جا آب می‌خورد که ما می‌خواهیم در همان روزها یا هفته‌های اول به تمام حجم کارها برسیم یا مثلاً روزی هشت نُه ساعت درس بخوانیم. خب اگر ما عادت به این حجم از کار نداشته باشیم با شکست مواجه می‌شویم. شاید چند روز هم دوام بیاوریم ولی بالأخره کم می‌آوریم. طی کردن مسیر با نواسانات زیاد سرانجامِ خوشی ندارد. اگر تو یک روز دوازده ساعت درس بخوانی و سه روز آینده دو ساعت، چه فایده‌ای دارد؟ باید برنامه را معقول و براساس توانایی‌هایمان بچینیم و با خرده عادت‌ها ساعت‌ها را تثبیت کنیم.

راز کارایی خرده عادت‌ها در این است که علاوه بر کوچک کردنِ منظره، دربلند مدت خیلی خوب عادت سازی می‌کنند. مثلاً اگر برای کنکور درس می‌خوانید به سادگی با خرده عادت‌ها می‌توانید ساعات درسی‌تان را تثبیت کنید و یا افزایش بدهید. فقط کافی است آستانه‌تان را مشخص کنید و بعد در بازه‌های زمانی مشخص واحدها را زیاد کنید.

برای تعیین آستانه تحملتان کافی است هنگام درس خواندن یک زمان سنج بگذارید بغل دستتان و بعد با یک حساب سر انگشتی می‌توانید میزان صفحاتی که در هر ساعت می‌توانید بخوانید و تعداد ساعاتی که در هر روز می توانید درس بخوانید را مشخص کنید. این می‌شود داده‌های پایه. حالا برنامه‌تان را با همان حد آستانه شروع کنید و هر هفته یک یا نیم واحد به حجم و ساعت اضافه کنید.

مثلاً آستانه ساعتی من برای درس خواندن 4 ساعت است. بعد از یک هفته می‌شود پنج ساعت و به همین صورت ادامه می‌دهیم تا به زمان یا حجم مورد نظرمان برسیم.

هیچ عیبی ندارد اگر آستانه‌ات دو سه ساعت، یا حتی یک ساعت است. با همان شروع کن و هر روز چند دقیقه به آن اضافه کن یا در پایان هفته یک ساعت. می‌توانی بر اساس توانایی‌ات این ساعت‌ها و حجم‌ها را تغییر بدهی. ولی حواست باشد که باری بیش از حد تواناییت برای خودت سوا نکنی که زیرش بمانی.

البته می‌شود این‌کار را هر دو هفته هم انجام داد. بستگی به این دارد که چه میزان زمان در اختیار داشته باشید.

با این روش می‌‌توانید عادت‌های مختلفی را ایجاد و تثبیت کنید. مثل ساعت خوابیدن، ورزش کردن یا کتاب خواندن. فقط کافی است با یک حجم یا زمان مشخص شروع کنید و در زمان‌هایی مشخص یک یا چند واحد به آن اضافه کنید. یا حتی کم کنید.

مثلاً ببینید که در روز چقدر از وقت را برای دیدن فیلم و سریال یا چرخیدن در فضای مجازی حرام می‌کنید. حالا با ثبت کردن و کنترل عامدانه آن‌ها با کمترین فشار می‌توانید میزان استفاده‌تان را کم کنید.

فقط باید کمی به این روش مهلت بدهید تا در طول زمان خودش را ثابت کند.

قورباغه‌های نازنین

حتّی اگر کتاب «قورباغه‌ات را قورت بده» را نخوانده باشید، احتمالاً اسمش را شنیده‌اید. برایان تریسی در این کتاب می‌گوید که اولویت اول برنامه‌تان آن کار نچسبی باشد که ازش طفره می‌روید، به این ترتیب همان اولِ روز از شرش خلاص می‌شوید. به قول خودش اول آن قورباغه‌ای را بخور که زشت‌تر و چاق‌تر است و زگیل‌های بیشتری دارد!

از طرفی برخی همچون من عقیده دارند که اولین کار باید کاری باشد که انگیزه بخش باشد و نشاط آفرین. اگر بخواهی با آن کاری که هیچ باب میلت نیست روزت را شروع کنی، تا شب هم تمام نمی‌شود. اول باید قورباغه زیباتر را قورت داد!

اما در مورد درس خواندن هیچ کدام از راهکارهای بالا چندان کار آمد نیست. اگر با درس شروع کنی روی همان درس گیر می‌کنی، اگر هم با غیر درس شروع کنی باز هم آن کارها را کلی کش می‌دهی که وقت چندانی به درس نرسد. خوب چاره چیست؟ چاره کار ساده است. یک‌جور تلفیق از هر دو روش.

اولین کار هر روزت را درس بگذار. یا لااقل درس جزو اولین‌هایش باشد اما با درسی شروع کن که بیشتر دوستش داری. یا اصلاً ببین بین درس‌هایی که باید برای آن روز بخوانی رغبتت برای کدامشان بیشتر است؟ با همان شروع کن. در این حالت نه سیخ می‌سوزد نه کباب. تازه چراغ انگیزه برای درس خواندن را هم کمی بیشتر روشن کرده‌ای.

خوب است که یک کار مورد علاقه‌مان را که جنبه پاداش دارد بگذاریم برای آخر کار. این‌طوری درس‌ها را هم با وقت کشی کمتری می‌گذرانیم، چون مشتاقیم زودتر برسیم به بخش خوشمزه و موردعلاقه‌مان. اگر هم درس‌ها همچنان کش بیایند، خب به آن بخش لذیذ نمی‌رسیم و این احساس محرومیت می‌تواند محرک و انگیزه‌ای باشد برای اینکه روزهای بعد کمتر از درس طفره برویم تا در جای خودشان، یا حتی زودتر، تمام شوند و ما به آن بخش پاداش برسیم.

تنوع را حفظ کن

برای جلوگیری از یکنواختی و حفظ انگیزه خوب است که تنوع را حفظ کنیم. در درس خواندن حواست باشد که زیاد سر یک درس نمانی. علاوه بر استراحت‌های کافی تنوع درسی را هم حفظ کن. منظورم از تنوع فاصله انداختن بین درس‌های تخصصی است. بهتر است بعد از هر واحد درس تخصصی یک درس عمومی بخوانیم.

در کنار این تنوع بهتر است که درس‌های فرمولی مثل ریاضی و فیزیک در یک روز باشند.

علاوه بر تنوع زمان‌ها را هم محاسبه کن. بیش از یکی دو ساعت سر یک درس نمان. اگر تازه درس خواندن جدی را شروع کرده‌ای هر واحد را به دو سه بخش تقسیم کن و میان هرکدام یک استراحت پنج دقیقه‌ای بگذار. البته اگر تازه موتورت گرم شده و ذهنت دارد خودش را جمع و جور می‌کند بهتر است بی‌خیال استراحت شوی و ادامه بدهی.

استراحت لازم است اما باید حواسمان باشد که طولانی نشود. اگر ربع ساعت وقت استراحت داری به محض تمام شدنش برگرد سر درس، وگرنه ذهنت مدام برگشتن را به تعویق می‌اندازد.

در حین استراحت بهتر است ذهنت را هم استراحت بدهی. اصلاً این استراحت برای ذهن است. پر کردن این زمان با خواندن کتابی دیگر، چک کردن شبکه‌های مجازی یا دیدن کمی فیلم و سریال، بیشتر ذهنت را خسته می‌کند. درس‌‎هایی که خوانده‌ای فرصت می‌خواهند تا وارد حافظه بلند مدت بشوند، وقتی که تو در این بین کرورکرور اطلاعات را خالی می‌کنی تویش و فرصت نفس کشیدن را به ذهن و حافظه ات نمی‌دهی، انتظار نداشته باش که چیز چندانی از درس‌ها توی ذهنت باقی بماند. به این حالت می‌گویند فراموشی پس‌گستر. یعنی اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیمی را می‌گیرند و مانع یادآوریشان می‌شوند.

قانون پومودورو

یکی از محبوب‌ترین روش‌ها برای خرد کردن کارها قانون پومودورو است. در این روش شما یک زمان سنج را برای 30 یا 45 دقیقه تنظیم می‌کنید. بعد از اینکه زمان به پایان رسید بعد از پنج الی ده دقیقه استراحت به کار ادامه می‌دهید. بعد از اینکه چهار دور این کار را تکرار کردید، نیم ساعتی به خودتان استراحت بدهید و برای یک دور دیگر آماده شوید.

در این روش به دلیل خرد کردن کار و زمان، کمتر احساس خستگی می‌کنید.

اگر از قانون پومودورو استفاده می‌کنید و می‌خواهید تنوع درسی را هم در نظر بگیرید، حواستان باشد که تمام قطعات یک درس را پشت سرهم بخوانید. مثلاً در برنامه امروزتان فیزیک هست و ریاضی و ادبیات و زبان، و می‌خواهید از روش پومودورو استفاده کنید. مثلاً دوتا 45 دقیقه برای هر درس تخصصی دارید و یک 45 دقیقه برای هر درس عمومی. در اینجا اول دوتا 45 دقیقه ریاضی را بگذرانید و بعد به سراغ درس عمومی بروید تا یکپارچگی مطالب درسی در ذهنتان حفظ شود.

با خودتان صادق باشد

گاهی هر روشی که در پیش می‌گیریم با موفقیت چندانی مواجه نمی‌شود. در این مواقع باید با خودمان صادق باشیم. یک برگه بگذاریم جلوی روی خودمان و از دلایل ناکامی‌هایمان بنویسیم. یافتن ریشه و دلیل مشکل خودش نیمی از راه حل است. اگر ندانی آبشخور مشکلت کجاست چطور می‌توانی راه‌حل مناسبش را پیدا کنی؟

به نشخوارها خاتمه بدهید

در بحث کمال‌گرایی، اضطراب و تصویر ذهنی گفتیم که گاه تجربه‌های ناموفق قدیمی مانع ادامه دادن‌مان می‌شوند. درست است که گاهی دیر می‌شود ولی تقریباً همیشه راهی برای جبران وجود دارد. شاید سخت باشد ولی امکان‌پذیر است.

در قدم اول باید خودمان را ببخشیم و دست از خودسرزنش‌گری برداریم. بعد از آن است که می‌توانیم به جلو قدم برداریم. اگر پاهایمان در غل و زنجیر ترس‌ها و شکست‌ها باقی بماند و به قول برنه براون در باتلاق شرم و ترس خیمه بزنیم، هیچ شانسی برای خودمان باقی نگذاشته‌ایم. این فرو رفتن آرام است ولی ممکن است وقتی که انتظارش را نداریم کار از کار گذشته باشد.

این را هم فراموش نکن که یک شبه نمی‌توانی تمام کم‌کاری‌ها و نقص‌های گذشته را جبران کنی. ولی در بلند مدت و با قدم‌های کوچک اما استوار می‌توان به چشم اندازهای پر از روشنایی نزدیک شد.

خود آینده‌ات را دریاب

تا به حال به این فکر کرده‌ایم که تصمیم‌هایمان چقدر روی خودِ آینده‌مان تاثیر می‌گذارند؟ تحقیقات نشان داده که ما اگر قرار است برای آینده تصمیم‌گیری کنیم تصمیم‌های معقولی می‌گیریم، ولی وقتی قرار است همین حالا تصمیم بگیریم معمولاً گزینه‌ای را انتخاب می‌کنیم که الآن ما را با لذّت مواجه می‌کند اما شرایط را برای خود آینده‌مان سخت می‌کند.

به این مثال توجّه کن: هفته دیگر یک امتحان سخت داری. تمام طول هفته را دست‌دست می‌کنی و مدام از زیر بار درس خواندن طفره می‌روی. یک هفته تمام می‌شود. شاید به تو خوش گذشته باشد اما خودِ آینده‌ات چه؟ خودِ آینده‌ات را زمانی که فُرجه تمام می‌شود ملاقات می‌کنی که سر جلسه امتحان دارد خودِ گذشته‌اش را لعن و نفرین می‌کند!

این نکته را باید گوشۀ ذهنمان داشته باشیم که دیر یا زود نتایج تصمیم‌های آنی و زمان حالمان گریبانِ خودِ آینده‌مان را می‌گیرد. پس قبل از اهمال‌کاری و طفره رفتن خوب است به آثار زیانبار این تصمیم فکر کنیم. با این طفره رفتن، خودِ آینده‌مان را در چه مخمصه‌ای قرار می‌دهیم؟

2 نظرات در مورد “چگونه بدون اهمال‌کاری درس بخوانیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *