پاییز از راه می رسد

پاییز از راه می رسد با پیش کشی هایش.

سرمایی که لباسهای گرم خفته در چمدانهای ته انبار و کمد را فرا می خواند 

و وامی داردت پناه ببری به آغوش گرم بخاری. 

شلغم داغی که تمام وجودت را گرم می کند

چغندری که با شیرینی گرمش انگاری دست نوازش می کشد بر سرت.

میوه هایی به رنگ برگ های پاییز زده و لباس هایی گرم که با در آغوش کشیدنت جبران می کنند گرمای آغوش های گمشده در زمان را.

خش خش برگ های ریخته شده بر کف سنگفرش های خیابان.

شروع باران هایی که نرم نرمک می بارند

سوز سرمای اول صبح.

به جان نشستن بخار چای.

شوقی کودکانه برای یک کاسه آش

و زندگی همین قدر زیباست

و زندگی همین قدر ساده است

در پاییز زندگی جاری است

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *