بریده کتاب
وقتی که از نوشتن طفره می روی

وقتی که از نوشتن طفره می روی

طفره رفتن از نوشتن به بهانۀ نداشتن ایده ای مناسب، یا در انتظار الهام بودن، برای هر اهل نوشتنی پیش می آید. می نشینی منتظر تا پری الهام با چوب جادویش ایده ای درخشان به تو ارزانی کند! دو سه روزی بود که یادم رفته بود برای نوشتن باید دست به قلم شد نه اینکه منتظر جرقه ماند. دیشب که داشتم ذهن غیر خلاق خودم را لعن و نفرین می کردم بخش زیر از کتاب حق نوشتن به یادم آمد. آن را با شما به اشتراک می گذارم:

وقتی نویسنده ها از نوشتن طفره می روند به خودشان می گویند هنوز ایده کافی ندارند، هر وقت داشتند شروع به نوشتن می کنند. در واقع دقیقاً برعکس کار می کنند. وقتی ما شروع می‌کنیم به نوشتن، تلمبه می زنیم و جریان ایده ها راه می افتد. خودِ عمل نوشتن است که باعث پیش رفتن ایده ها می شود، نه اینکه ایده ها باعث پیش رفتن نوشته بشود. نویسنده ها به تعویق می اندازند، زیاد احساس می کنند چیزی به آن ها الهام نشده. احساس الهام چیزی تجملی است: نوشتن و اغلب اوقات عالی نوشتن، می تواند بدون مزیت احساس الهام انجام شود.
نویسنده ها به تعویق می اندازند، زیرا این کار آنها را روی یک پروژه نگه می دارد و به آن ها اجازه می دهد تا درباره بقیه اش خیال پردازی کنند، یعن درباره اینکه وقتی وقت داشتند چه خواهند نوشتن. این امر، ریسک را در حد پایین نگه می دارد. نویسنده تا زمانی که آنچه الان می نویسد تمام نشده مجبور نیست چیزی بنویسد بنابراین، اگر کمی کار را کش بدهد همه چیز خوب و امن می ماند.

2 نظرات در مورد “وقتی که از نوشتن طفره می روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *