نوشتن، راهی برای تخلیه فشار روانی

در طی روز های گذشته، در مورد فشار روانی و راه هایی برای کنترل آن صحبت کردیم.

برای کنترل فشار روانی یا جلوگیری از فوران کردن آتشفشان خشم، راه های مختلف و زیادی وجود دارد.

یکی از راه ها ابراز کردن مستقیم آن است. اصلاً فایده درد دل کردن و غیبت کردن همین است! فقط خانم ها می فهمند چه می گویم. اینکه آن چیزی را که سر دلت گلوله شده بوده را بریزی بیرون و با کسی دیگر در میانش بگذاری، حسابی از بار فشار روانی کم می کند.

تحقیقات نشان داده که میزان افسردگی در خانم ها بیشتر است ولی از آن طرف میزان خودکشی خصوصاً خودکشی هایِ بی بازگشت! در میان مردان دو تا سه برابر بیشتر است.

علت اش همان است که گفتم. خانم ها تا به هم برسند حرف میزنند. درد هایشان را میریزند بیرون، ولی آقایان معمولاً از هرچیزی حرف میزنند به جز آنچه خوره روحشان شده.

البته استثناء زیاد است. این آمار هایی که دادم و حکم هایی که صادر کردم برای کمی بالا تر از میانگین است و مثال نقض همیشه و همه جا پیدا می شود.

یکی از روش هایی که فروید برای روانکاوی از آن استفاده می کرد همین حرف زدن بود. اسمش را گذاشته بود تداعی آزاد. مراجع مینشست و هر چه به ذهنش خطور میکرد را میگفت. (مثل همین آزاد نویسی های خودمان) بعد در طی تداعی آزاد هر جا که مراجع ناخودآگاه سعی کرد از موضوعی طفره برود، زنگ هشداری روشن میشد که مشکل از همین جایی سرچشمه میگیرد که برای ورود به خودآگاه مشکل دارد.

در کتاب مطالعاتی بر هیستری فروید عنوان می کند که اصلاً فشار روانی از این جا ناشی می شود که مسئله ای، میل یا خواسته ای نمی تواند از سد ناخودآگاه عبور کند و خودش را به خودآگاه برساند. فروید در طی درمان افراد مبتلا به هیستری متوجه شد که وقتی فرد آن مسئله ای را که باعث فشار روانی شده به زبان می آورد، علائم بیماری قطع می شوند.

گاهی ممکن است حتی فرد خودش از علت اصلی با خبر نباشد و گاهی هم ممکن است که بداند که مشکل از کجا سرچشمه میگیرد ولی نداند که باید چه کند.

همه این ها را نوشتم تا برسم به این جا که بگویم:

نوشتن هم می تواند به اندازه گفتن، راه گشا باشد برای کاهش فشار روانی.

اگر به هر دلیلی صحبت کردن درمورد مشکلی که خوره ذهن و روانتان شده برایتان مقدور نیست، توصیه من به شما نوشتن است.

تازه نوشتن خوبی هایی دارد که ممکن است در گفتن حاصل نشود.

وقتی می نویسی دیگر لازم نیست نگران این باشی که حالا در مورد من چه فکری خواهد کرد؟ اصلاً می توانی نوشته را سر به نیست کنی. پس عملاً آن اضطرابِ ریزی که هنگام صحبت کردن وجود دارد نیز حذف می شود.

در نوشتن تو می توانی برای خودت از این شاخه به آن شاخه بپری.

اصلاً آزاد نویسی می تواند گاهی ریشه هایی را برایمان آشکار کند که به این سادگی ها شاید نمی توانستیم به وجودشان پی ببریم.

برای نوشتن می توان کلی حسن و خوبی ردیف کرد.

خلاصه کلام اینکه:

با نوشتن دغدغه ها و نشخوار ها و پی گرفتنشان و حتی نوشتن مرور زندگی، هم می توان فشار روانی را تخلیه کرد، بدون اینکه به کسی آسیبی برساند یا اینکه باعث ادامه دار شدن چرخه انتقال فشار روانی شود، هم اینکه می توانیم یک دیدگاه کلی درمورد زندگی زیسته مان کسب کنیم.

مطالب پیشنهادی:

نوشتنِ رهایی بخش

از نوشتن

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *