من شکست ناپذیرم

می‌خواهم از نقابی بگویم که همیشه رویمان را می پوشاند. شاید بهتر باشد بگویم سپر یا زره. آن چیزی که خودِ آسیب‌پذیرمان را پشتش پنهان می‌کنیم. قیافه می‌گیریم و وانمود می‌کنیم که قوی‌تر از چیزی هستیم که به‌نظر می‌رسد.

می‌دانی که؟ منظورم همه‌جور قدرتی است. منظورم پنهان کردن ضعف‌هاست و بستن راه‌هایی که می‌تواند به آسیب‌پذیری منجر بشود.

دروغ می‌گوییم، پنهان می‌کنیم، تحرف می‌کنیم، حذف می‌کنیم، بحث را عوض می‌کنیم، بی‌توجهی می‌کنیم و کلی کار دیگر.  همه‌اش برای این است که یک وقت مضحکۀ خاص و عام نشویم. ترس از مسخره شدن، طرد شدن و جدی نگرفتن‌مان خیلی قدرتمند است. ما دست به هرکاری می‌زنیم تا از این ترس‌ها دور بمانیم. تا یک وقت به حقیقت بدل نشوند.

آن‌قدر غرق ساختن یک وجهۀ غیرقابل نفوذ می‌شویم که یادمان می‌رود چقدر ممکن است در همین حالت مضحک باشیم.

ما خودمان را گول می‌زنیم و خیال می‌کنیم که دیگران هم باور می‌کنند. اما خیلی وقت‌ها دیگران می‌فهمند. فشاری که روی دوش‌مان است را احساس می‌کنند، تناقض‌هایی از سر اضطراب نشان می‌دهیم و تضاد بین کلام و رفتارمان همه چیز را آشکار می‌کند.

ما یاد گرفته‌ایم که اعتراف به شکست یعنی طرد شدن، خودافشایی یعنی بی‌ملاحضگی و راستگو بودن یعنی زمینه را برای ضربه خوردن مهیا کردن.

ما تجربه‌های قدیمی را به زمان حال منتقل می‌کنیم و نتایج را تعمیم می‌دهیم.

یک لحظه صبر کن و از خودت بپرس که ترجیح می‌دهی با یک آدم روراست طرف باشی یا فرد پرمدعایی که لاف‌های فروتنانه می‌زند تا ضعف‌هایش را بپوشاند؟

وقتی که دست به تلاشی افراطی برای پنهان کردن درونیاتمان می‌زنیم، عملاً این پیام را صادر کرده‌ایم که به شما هیچ اعتمادی ندارم. در سایۀ چنین پیامی چه‌طور می‌شود ارتباطی مؤثر ساخت؟

قرار نیست تمام مشکلات و عیب و ایرادهای‌مان را رو کنیم. فقط نباید تسلیم این قصۀ ذهنی بشویم که صادق بودن همه چیز را خراب می‌کند.

هرچه بیشتر سعی کنیم رفتارمان بی‌عیب و نقص باشد، رفتارمان بیشتر تصنعی می‌شود و اعتمادها را از دست می‌دهیم.

وقتی که دست به وانمود کردن می‌زنیم و در عوض آن چیزی به‌دست می‌آوریم یک ترس درونی شروع می‌کند به مضطرب کردن‌مان. این احساس که مستحق آن دستاورد نبوده‌ایم و با دوز و کلک کسب شده. اما خیلی وقت‌ها با توجیه کردن سعی می‌کنیم خودمان را گول بزنیم که «هیچ هم این‌طور نیست». اما آن احساس درونیِ اضطراب رهایمان نمی‌کند.

با این تفاسیر شما کدام را می‌پسندید؟ پرمدعای دروغ‌گویی که فقط به‌دنبال ساخت یک تصویر خوب در ذهن شماست تا خودش را مقبول نشان بدهد، یا فردی که احساس ترس یا ضعفش را با شما به اشتراک می‌گذارد؟

خودافشایی و نمایان کردن آسیب‌پذیری خیلی بهتر از یک تصویر ابرانسانی جواب می‌دهد و دیگران را با ما همراه می‌کند.

در ادامه شاید خواندن این مطلب به شما کمک کند:

فاش کردن سرّ درون | خودافشایی چیست و چه کاربردی دارد؟

1 نظر در مورد “من شکست ناپذیرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.