عینکی

من یک عینکی هستم مثل هزاران عینکی دیگر.

اینکه مدام عینک روی صورتت باشد یا اینکه مجبور باشی در مواقعی از آن استفاده کنی شاید چندان جالب به نظر نرسد

ولی به  هر حال مزایایی هم دارد

این عینک همیشه به من یادآوری میکند که دارم از دیدگاه خودم جهان و قضایایش را میبینم

شاید عینک من دارد اشتباه نشان میدهد 

شاید چشمام ضعیف تر شده

 شاید عینکم کثیف است و نیاز دارد که تمیز شود

به نظرم یک جور هایی می شود گفت که همه  ما یک عینک داریم

عینکی که از طریق آن به همه چیز نگاه می کنیم

همه ما هرکدام برای خود دیدگاهی خاص داریم 

خیلی چیزها این دیدگاه را می سازد

تجربه خیلی چیز عجیبی  است ، لااقل از نظر من

شامل هر چیزی میشود که از سر گذراندی 

چه یادت باشد چه نباشد،  چه  ازش درس گرفته باشی چه نگرفته باشی

در یک کلام شاید بشود گفت که این تجربه ماست، تجربه زیسته ما، که ما را میسازد. دیدگاهی که همه چیز را قبل از رسیدن به منابع اطلاعاتی بیشتر داده های ورودی را حسابی فیلتر میکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *