عادت

عادت کردن یعنی چه؟

با عادی شدن نسبتی دارد؟

از خانواده معمولی است؟

با ملال رابطه ای ندارد؟

اصلا عادت کردن خوب است یا بد؟

بنا به تعریف فر هنگ معین 

آنچه که بدان خوی گرفته باشند؛ خوی، خلق. 2-رسم، آیین؛ج.عادات.

در عرف هم مطابق تعریف بالا استفاده می شود

در تعریف عادت آمده بود که: آنچه بدان خو گرفته باشند. پس وقتی به چیزی عادت می کنی برایت عادی می شود. یعنی دیگر مثل مواجه بار اول شما را شگفت زده نمی کند.

معمولی تقریبا می شود چیزی که در عرف رایج است. در تعبیر آماری به نمونه ای گفته می شود که بیشترین تکرار را داشته است. پس می شود گفت چیزی که عادت می شود معمولی هم می شود و دیگر چیز ممتاز یا جداگانه ای نیست.

به نظرم من عادت با ملال رابطه ای دارد. چون عادت کرده ای و چون دیگر هیجان زده ات نمی کند پس دست به گریبان ملال می شوی.

عادت کردن هم می تواند خوب باشد هم نه. 

وقتی چیزی عادت میشود به نظرم مشکلی به وجود می آید، آن هم این است که انگاری اصلا نیست و میل می کنی به فراتر رفتن از آن.

عادت کردن یک جاهایی می تواند خوب باشد.

کمک می کند طاقت بیاوری.

حتی بیشتر ش را هم تاب بیاوری!

ولی همیشه خوب نیست.

عادت کردن گاه نابود کننده است.

عادت میکنی به حضور کسی و بعد کم کم انگاری نامرئی میشود و دیگر به چشم نمی آید.

هر کسی به چیزی عادت میکند دیگر!

یکی به ظلم کردن، یکی به مورد ظلم واقع شدن.

یکی به تو سری زدن و دیگری به تو سری خوردن.

یکی به نادیده گرفتن و دیگری به نادیده گرفته شدن. حواسمان به عادت هایمان باشد.

برچسب ها:

1 نظر در مورد “عادت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *