زمان می گذرد

زمان چه برق آسا میگذرد

و من را وا می نهد به حال خویش

او مغرورانه می رود و من

منِ پاییز زده ی تنها میمانم 

او میرود 

بدون توجه به جا ماندگان

او می رود و نشاط جوانی مان را هم به یغما میبرد

او غارت گری عظیم است

قدرتمندی که  کس را یارای مقابله با او نیست

هر که به پا خیزد بر علیه اش

او را در کام خود فرو خواهد کشید

و ما پاییز زدگان، در دیار پاییز زدگانِ جامانده از زندگی، همچنان بر جای خود باقی میمانیم

آری زمان میگذرد  و ما میمانیم و در خاطرات خویش سیر میکنیم

او میرود و ما تقلا کنان سعی بر نگهداریش داریم

ولی او میرود

و ما در خواب خوش گذشتگان حیران میمانیم آینده ها می آیند و میروند و به گذشته تبدیل می شوند و ما در حسرت نزیستنشان میگرییم

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *