آنافورا
در قرنطینه آموختم که…

در قرنطینه آموختم که…

درقرنطینه آموختم که چگونه روزهای طولانی و بی‌انتهای محبوس بودن را با بی‌حوصلگی کنار بیایم.

در قرنطینه آموختم که نمی‌توان نسبت به اطراف و اطرافیان بی‌توجه بود.

در قرنطینه آموختم که مدت‌های طولانیِ در خانه ماندن را تاب بیاورم.

در قرنطینه آموختم که چگونه آنی باشم که می‌خواهم.

در قرنطینه آموختم که روزگار همیشه در مواقعی که انتظارش را نداری شگفتانه‌ای برایت تدارک دیده.

در قرنطینه آموختم که چه‌قدر عاشق ریختن کلمات بر صفحات خالی هستم.

در قرنطینه آموختم که صبوری و آرامش بیش از کمال‌گرایی کمک می‌کند.

در قرنطینه آموختم که با صبر و برنامه‌ریزی می‌توان قدم‌هایی برداشت که حتی اگر چندان بزرگ نباشند ولی در عوض محکم خواهند بود.

در قرنطینه آموختم که به جای خیال‌پردازی و چرخ زدن میان ایده‌ها، در امکانات نظر کنم و با داشته‌ها سازش.

در قرنطینه آموختم که با خودم کنار بیایم.

در قرنطینه آموختم که دست از آنچه که دستم بهش نمی‌رسد و از قدم بالاتر است بکشم .

در قرنطینه آموختم که قدر هر لحظه خود را بدانم، چون آن بیرون و حتی شاید در همین داخل و جایی که نمی‌دانیم آن دشمن

میکروسکوپی نهان شده و انتظارِ شکار کردنمان را می‌کشد.

در قرنطینه آموختم که برای دست یافتن به چیزی باید ممارست به خرج داد و مسیری بس طویل را پیمود.

در قرنطینه آموختم که اهمیت دادن به دیگران در واقع اهمیت دادن به خودمان است.

در قرنطینه آموختم که خیلی چیزها آن طور که فکر می‌کنیم نیستند.

در قرنطینه آموختم که در قرنطینه می‌شود کلی چیز آموخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *