دربارۀ من

دربارۀ من

دوست داشتم اینجا یک چیز تأثیرگذار بنویسم. اما هرچه فکر کردم به نتیجۀ خاصی نرسیدم. رسیدنم به نوشتن هم قصه‌اش اینقدر تکراری است که از عشق به قصه خواندن شروع می‌شود. اما اصل ماجرا شاید برای من کمی متفاوت بود. دوم راهنمایی بودم که فهمیدم می‌خواهم نویسنده بشوم. چرایش را هم خودم نمی‌دانم ولی بی‌ارتباط با گوشه‌گیری و خجالتی بودن و مضطرب بودنم نبود. بعد از دو سال کلنجار رفتن با خودم بالأخره شروع کردم به نوشتن. گهگدار قلمی می‌زدم. مخصوصاً وقت‌هایی که بیرون می‌رفتیم. عاشق این بودم که به آدم‌ها نگاه کنم، به رفتار و کارهایشان و بعد دست به قلم بشوم و با خط‌های کج و کوله دفترچۀ کوچکم را پر کنم و فکرهایم را بریزم آنجا. تا دبیرستان تمام شود چندتایی داستان کوتاه نوشتم و یک نمایشنامه و چند دفترچه هم یادداشت داشتم.

اما اصل کاری در دانشگاه بود. ترم اول یکی از اساتید قلمم را تشویق کرد و دیگری مرا به تفکر و آگاهی دعوت کرد و در ترم‌های بعد دعوت دو استاد دیگر به خودشناسی را لبیک گفتم و بیشتر نوشتم. یکروز به خودم آمدم و دیدم که نوشتن دیگر ترسناک نیست، چون قرار نیست هرچه می‌نویسیم در و گوهر باشد. بعد از آن چسبیدم به چند کتاب آموزش نویسندگی و تمرین‌ها را منظم پی گرفتم و در تلاش برای یافتن یک کلاس نویسندگی در شاهین شهر، رسیدم به سایت شاهین کلانتری و بعد از چندباری سر زدن برایم تبدیل به یک مرجع شد و روزانه نوشتن را شروع کردم و چندماه بعدش هم وبلاگ نویسی‌ام آغاز شد.

در این مدت هرچه نوشتم، مرا یک قدم بیشتر به خودم نزدیک کرد. نوشتن مرا از پوستۀ خشک قبلی‌ام بیرون آورد. از آنجایی که دانشجوی روان‌شناسی‌ام تصمیم گرفته‌ام در زمینۀ توسعۀ فردی فعالیت کنم. در این وبگاه نوشته‌های مختلفی می‌خوانید که تمامشان حول محور این دغدغۀ من در نوسانند. امیدوارم این نوشته‌ها برایتان کارآمد باشند.

صفحات دیگر من: کوتاه سخن/ اینستاگرام