درباره من

درباره من

از همان تیر 78 که زودتر از موعد به دنیا آمدم معلوم بود که قرار است نویسنده بشوم! آخر وقتی پدرت معلم باشد و مادرت دست به قلم، مگر احتمال دیگری هم می رود؟

از همان شب هایی که مادر عزیز قصه می خواند برایمان و پدر گاهی قصه های محلی عربی را، حسابی کیفور می شدم. بیشتر از همه وقت هایی را که مادرم قصه ای سر هم می کرد تا نکته ای تربیتی را درش بگنجاند دوست می داشتم. آن وقت قصه برایم جذاب و جالب تر می شد. چون باعث می شد خودم را و رفتارم را از بیرون و در قالبی دیگر ببینم و فرصت این را داشته باشم تا احساسات طرف مقابلم را هم از دیدگاه خودش ببینم. اصلاً برای همین است که عاشق ادبیاتم. چه داستانی چه نمایشی. این فرصت در خلال قصه فراهم می شود تا دیدگاه و تفکری نو را کشف کنی.

برای همین می خواستم و می خواهم نویسنده بشوم تا شاید من هم بتوانم دریچه ای نو برای کسی باز کنم.

در مسیر تحقق رویای نویسنده شدن فهمیدم که چقدر نوشتن را دوست می دارم و چقدر نوشتن میتواند شگفت انگیز باشد. به واسطه همین نوشتن ها بود که بیشتر و بیشتر خودم را شناختم. از هر چیزی که ذهنم را مشغول می کند می نویسم. از داستانی و غیر داستانی تا روان شناسی و فن های کوچکی که در راه نوشتن می آموزم.

خلاصه اینجا نوشتگاه است جایی برای نوشته های خام و نیم پزِ یک فعلاً دانشجوی روان شناسی!

+ آن بخش کوتاه سخن وبلاگی است در بیان. هر روز یک جمله در آن منتشر می کنم. (به تقلید از جمله ورزی)

+چند وقتی است که به بهانه نوشتن معرفی کتاب برای چالش کتابخوانی طاقچه 1400 در ویرگول نیز فعالیت می کنم.