توالی غم و شادی

یک لحظه چشمانت را ببند. 

به بهترین لحظه عمرت فکر کن.

شاد ترین زمانی که تا به حال بوده ای.

یادت آمد؟

چه زمانی بود؟ چه خاطره ای بود؟

یک دقتی بکن! قبل و بعد آن خاطره را هم یک نگاهی بینداز. 

میدانی یک نکته ای وجود دارد.

شاد ترین زمان ما گرفتار بین دو غم است. 

غم هم همینطور گرفتار دو شادی قبل و بعد اش است.

یادت است بچه که بودیم، آن قدیم تر ها، وقتی زیاد می افتادیم به خنده مامان یا مادر بزرگ می گفتند بس است می افتی به گریه؟!

یک جور هایی می شودگفت اصل حرفی که می خواهم بزنم همین جمله بالا است.

 انگاری که یک توالی داریم، یک الگوریتم، یک دنباله.

غم شادی غم شادی ……

خدا هم گفته که بعد از سختی آسانی است.

به یک چیز دیگر دقت کرده ای که اگر آن اشک ها نبود ، آن شادی آن قدر ها هم معنا پیدا نمی کرد؟؟

به خاطر آن رنجی که کشیدیم، آن شادی بعدش، آن آسانی بعدش، همان، باعث شده از ته دل یک نفس آسوده بکشیم!

به نظرم فرمولی که بر اساسش دنیا می چرخد، 

در عین پیچیدگی ساده است 

و در عین سادگی پیچیده!

برچسب ها:

1 نظر در مورد “توالی غم و شادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *