تهدیدِ رنج

همۀ ما در طی مسیر زندگی‌مان ناگزیر با سختی‌ها و مشکلاتی دست به گریبان می‌شویم که رنج‌هایی به همراه دارند.

این سختی‌ها و مشکلات برای هر کسی متفاوت است و بالطبع درک و برداشت هر کس از آنها نیز.

هرکسی خاطره‌ای از رنجی عظیم دارد که به قول آقای شکوری لحظۀ دارچینی زندگیش است. یک جور نقطۀ عطف که مارا از آنچه بودیم تغییر داده به آنچه که هستیم.

هیچ کسی از تهدید رنج در امان نیست و یک جورهایی هر رنج ما را واکسینه می‌کند تا در برابر رنج‌های بزرگتر تاب بیاوریم.

اگر رنج نبود به گمانم هیچ تغییری حاصل نمی‌شد چه مثبت چه منفی.

گاه همین تنها راه‌های چاره برای دور زدن یا خلاصی از آن رنج ما را به جاهایی می‌رساند که حتی خوابش را هم نمی‌دیدیم.

چند وقت پیش کتابی می‌خواندم در ژانر علمی تخیلی به نام “داس مرگ”.کتاب جالبی بود.

یکی از شخصیت‌ها به نام “ولتا” دیالوگ جالبی به شرح زیر داشت:

“بدون تهدید رنج، نمی‌توانیم لذت حقیقی رو احساس کنیم. بهترین تجربه‌ای که در اون حالت می‌تونیم داشته باشیم، دلخوشیه!”

پست های مرتبط: از رنجی که می بریم

توالی غم و شادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *