بریدۀ کتاب
ترس از تکراری نوشتن

ترس از تکراری نوشتن

یکی از مشکل های اساسی من در نوشتن، ترس از بیان حرفهای تکراری بود. همه‌اش می‌ترسیدم که نکند حرف‌هایم همان چیزهایی باشد که قبلاً هم خوانده و شنیده‌اند؟

بعد از یک مدت که سعی کردم این احساس را نادیده بگیرم متوجه شدم چیزی که برای من تکراری است لزوماً برای همه تکراری نیست. دلیل نمی‌شود که چون من فلان مبحث را که توی تمام کتاب‌هایمان تکرار شده فوت آبم، برای دیگران هم تکراری باشد.

هر روز بیشتر از روز قبل سعی می‌کنم شهامت تکراری نوشتن را پیدا کنم.

فهمیده‌ام باید تجربه‌ام را لا‌به‌لای حرفم بگنجانم تا نو شود.

و متوجه شدم که گاهی حرف تکراری را تکرار کردن، شهامت بیشتری می‌خواهد تا زدن حرف نو.

دیشب در یکی از بخش‌های پایانی حق نوشتن با همین مسئله مواجه شدم.

زنِ نویسنده‌ای از ترس تکراری نوشتن دست از نوشتن کشیده بود. بریده زیر بخشی از گفت‌و‌گوی او و نویسندۀ کتاب است.

«همه چیز قبلاً انجام شده. نگران نو بودن نباش. هیچ چیز نویی در کار نیست. نگران انسان بودن باش.»
من از زن خواستم به این فکر کند که آیا خودش توقع این را دارد که چیزی که می‌خواند نو باشد یا نه.
«خب، در واقع نه، اگر این طور مطرحش کنی نه.»
«فکر نمی‌کنم ما جنبه نو بودن نوشته را بخواهیم. فکر می‌کنم انسانی بودن نوشته چیزی است که می‌خواهیم»
«انسانی یعنی چه؟»
«یعنی هر چه که به راستی و به لحاظ انسانی به آن علاقه مند هستی.»

2 نظرات در مورد “ترس از تکراری نوشتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *