فلج قلم
بخوان بعد بنویس

بخوان بعد بنویس

بعضی وقت ها پیش می آید که آدم نوشتنش نمی آید. حالا شما اسمش را بگذار فلج قلم یا خشک طبعی. چه فرقی می کند؟ مسئله این است که من می خواهم بنویسم، اما نمی شود.

شاید به قول کامرون چاه هنرمندانم خشکیده.

این نکته مهمی است و امروز در جلسه ششم سمپوزیوم نویسندگی اهمیت این نکته برایم دوچندان شد.

قرار است مقاله بنویسیم. دیروز قرار شد موضوعمان را انتخاب کنیم و امروز استاد گفت که امروز و فردا را بگذاریم سر جمع آوری اطلاعات. بگردیم هرچه کتاب و سایت و پادکست هست را جمع کنیم. هرچه که به کارمان بیاید و مرتبط با موضوعمان است.

امروز فهمیدم آن بحث چاه هنرمند چقدر با این مرحله جمع آوری داده مشابهت دارد. وقتی که دستت پر باشد و ذهنت ورز آمده، نوشتن هم آسانتر می شود.

یک نکته مهم دیگر هم این بود که بدون اطلاع از چیز هایی که وجود دارد نمی توانیم کاری نو خلق کنیم. همان جمله نیوتن که می گوید ایستادن بر شانه غول ها باعث می شود افق های تازه ای را دید.

برچسب ها:

3 نظرات در مورد “بخوان بعد بنویس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *